ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

قدیمی‌ترین کلیسای ارامنه‌ی جهان در ایران

این مطلب در سایت «رادیو فرهنگ» منتشر شده است.

ایران کشوری کهن با تمدنی غنی است که در طول سالیان و قرن‌ها دستخوش تحولات، جنگ‌ها و تغییرات فراوان شده است. این کشور در طول تاریخ پر افت‌وخیز خود اقوام و مردمان بسیاری را به خود دیده و ادیان و فرهنگ‌های گوناگونی را میزبان بوده. تأثیر این گوناگونی فرهنگ‌ها را می‌توان در آثار هنری، کتاب‌ها و معماری شهرهای مختلف مشاهده کرد.

معماری ایران اگرچه قرن‌هاست که با فرهنگ اسلامی پیوند خورده، اما در گوشه و کنار کشور بناهای کم‌نظیری از معماری غیراسلامی نیز دیده می‌شود که به یادگارهای ماندنی در دنیا تبدیل شده‌اند. قره‌کلیسا یکی از همین بناها است که در ماکو و بیست کیلومتری شمال شرق شهرستان چالدران واقع شده و به قدیمی‌ترین کلیسای ارامنه‌ی جهان معروف است. این کلیسا ـ کلیسای طاطائوس نیز نامیده می‌شود ـ در سال 1387 در فهرست جهانی آثار تاریخی یونسکو ثبت شد. قره‌کلیسا بر روی مزار طاطائوس، حواری حضرت مسیح (ع) احداث شده که بعدها روی قبر او نمازخانه‌ی کوچکی ساختند و در قرن هفتم میلادی به کلیسای بزرگی تبدیل شده است.


قره در زبان آذری به معنای سیاه است. در گذشته در بنای این کلیسا از سنگ‌های سیاه استفاده شده بود، اما بعد از بازسازی این بنا در سال 1810میلادی، سنگ‌های سفید جایگزین سنگ‌های قدیمی شد، اما کلیسا به همان نام معروف ماند. وجود سنگ‌های سیاه و سفید در این کلیسا حاکی از قلیان تفکر مذهبی است، چنان‌که در مسجدالنبی نیز چنین سنگ‌هایی دیده می‌شود. این کلیسا تلفیقی از معماری ایرانی ـ اسلامی و ارمنی است. بر روی طاق‌های کلیسا حجاری‌های اسلیمی دوران قاجار دیده می‌شود. وجود کتیبه‌ای سنگی در سردرِ این بنا نیز بیان‌گر این است که کلیسا یک‌بار در دوره‌ی قاجار توسط عباس‌میرزا مرمت شده است. 

شکل کلی بنا برگرفته از کوه آرارات است. از آنجا که ایران مهد هم‌زیستی اقوام و دینهای مختلف بوده، پس از فشار دولت ارمنستان بر مبلغان دین مسیح گروهی به ایران مهاجرت کرده و در این منطقه ساکن شده‌اند. علت وجود برج‌وبارو ایجاد امنیت در کلیسا بوده و چنان‌که از دیوارهای سنگی آن پیداست، این کلیسا زمانی به عنوان قلعه‌ی جنگی استفاده می‌شده. وجود اتاق‌های بسیار و زیرزمین‌های خنک برای انبار مواد غذایی و شرایط موجود برای اسکان حدود 2000 نفر دلیل دیگری بر این مدعاست. مجموعه‌ی قره‌کلیسا، شامل سه کلیسای اصلی با نام‌های قره‌کلیسا یا سنت تادئوس (طاطائوس)، سنت استپانوس و زورزور است. کلیسای طاطائوس دارای دو گنبد زیبا در اندازه 24 متر و 5/18 متر است که گنبد کوچک‌تر در قسمت کلیسای قدیمی و سیاه، و گنبد بزرگ‌تر در بخش جدیدتر و بزرگ‌تر یا قسمت سفید قرار دارد. موقعیت جغرافیایی کلیسا طوری است که اطراف آن را از هر طرف کوه دربرگرفته است و کنار آن رودخانه‌ای جاری است. دیوارهای کلیسا قطور است و درمیان آن‌ها درهای کوچکی قرار دارد. قسمت‌های خارجی بنا پوشیده از نقش‌های گل و بتّه و تصاویر انسانی و داستانی است. وجود نقش‌برجسته‌ها در این کلیسا نشان از هنر و ذوق هنرمندانی ماهر و باتجربه دارد که در نهایت زیبایی این آثار را خلق کرده‌اند. قره‌کلیسا از نظر معماری یکی از زیباترین کلیساهای ارمنیان در ایران محسوب می‌شود.


در معماری ارمنی زاویه‌ی تابش نور بسیار مهم است. در ضلع شرقی کلیسا، نورگیری به شکل صلیب قرار گرفته و نور پس از عبور از این نورگیر در روزهای یکشنبه، علامت صلیب را در میان کلیسا ایجاد می‌کند.

قره‌کلیسا در بین ارامنه مقدس است و بسیاری از آن‌ها فرزندان خود را برای غسل تعمید به این کلیسا می‌برند، در آنجا جشن می‌گیرند، گوسفند قربانی می‌کنند و از خدا و مسیح خواسته‌‌های خود را طلب می‌کنند.

+ تبسّم غبیشی ; ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ; ٢٩ بهمن ۱۳٩۱
comment نظرات ()

28 اشتباه نویسندگان

جودی دلتون/ محسن سلیمانی

«... افعال جان‌دار را فقط می توان به همراه متن‌هایی که در آن هستند جمع‌اوری کرد. به عبارت دیگر نمی‌توان فهرستی جداگانه از افعال جان‌دار تهیه کرد. چون قوت و قدرت این افعال بسته به رابطه‌ی آن‌ها با متن جملات است. چرا که فعل جان‌دار، فعل مهمی نیست بلکه یک فعل عادی است که در جمله‌ای غیرعادی آمده است. ...»

+ تبسّم غبیشی ; ٥:٤٩ ‎ب.ظ ; ٢۸ بهمن ۱۳٩۱
comment نظرات ()

نگاره‌های جنید سلطانی (بغدادی)

این مطلب در سایت «رادیو فرهنگ» منتشر شده است.

با آغاز حمله‌ی مغولان و ویران شدن بسیاری از شهرهای مهم ایران، شیراز به جهت سیاست حاکمان آن از این هجوم و غارت در امان ماند. این‌ موقعیت امن و آرام سبب شد که بسیاری از هنرمندان و دانشمندان به‌ سوی شیراز رهسپار شوند. به این سبب در این خطه، کانون‌های علمی و فرهنگی ایجاد شد. مکتب نگارگری که تحت حمایت حاکمان‌ آل جلایر رشد و نمو یافت و به مکتب جلایری معروف شد نیز از شیراز آغاز شد. مکتب جلایری به موضوعات تغزلی و عرفانی و عاشقانه توجه ویژه نمود. شاید مشهورترین کتاب مکتب جلایری دیوان خواجوی کرمانی باشد که شاعر و عارف بزرگ و برجسته‌ی ایرانی سده‌ی چهاردهم/هشتم‌ در کرمان بود.  این نسخه که مربوط به سال 799 هجری قمری است، در نُه صحنه تصویرگری شد و میرعلی تبریزی آن را به خط نستعلیق نگارش کرد.


به احتمال قوی، بیش‌تر مجالس (تصاویر) دیوان خواجوی کرمانی، توسط جنید و یا دست کم زیر نظر او اجرا شده‌اند. این نگاره‌ها را می‌توان چون پیش‌نمونه‌ای برای نگاره‌های دوران بعد به حساب آورد. جنید سلطانی (بغدادی) بزرگترین هنرمند نگارگر این دوره است که برخی از آثارش دارای امضا است. تا قبل و حتی بعد از این دوران (قرن 10هـ.) نگاره‌ای با امضا و رقم نقاش آن یافت نشده است. تا آن‌جا که می‌دانیم، یکی از نگاره‌های دیوان یاد شده از خواجوی کرمانی، قدیمی‌ترین اثر مرقوم از یک نقاش ایرانی است.

در یکی از نگاره‌ها (مثنوی عاشقانه‌ی همای و همایون) همای که شاهزاده‌ای ایرانی است سوار بر اسب و در آستان کاخ زیبای همایون که شاهدخت چینی است تصویر شده است. این تصویر مربوط به مثنوی عاشقانه‌ی همای و همایون است. همایون از فراز بالاترین ایوان کاخ به دنبال همای می‌گردد، حال آن‌که دیوارهای بلند کاخ مانع دید او هستند. ردیف پرندگان در حال پرواز و جامه‌ی سرخ‌فام همایون نگاه‌ها را به سمت همایون جلب می‌کند و چشم از منظره‌ی کم‌رنگ بیرون به سوی باغ سرسبز و کاشی‌های رنگارنگ کاخ کشیده می شود. به طور کلی، جنید به‌وسیله‌ی جزئیات ظریف در ترکیب‌بندی کوشیده است حالت و معنای داستان را به تصویر بکشد.


در نقاشی جنید، اصول فراخ نمودن فضای تصویری کامل‌تر شده و پیکره‌های کوچک در داخل مناظر طبیعی و تپه‌های پوشیده از گل و گیاه و درخت، و درون دیوارها و درهای منقوش بنای معماری، جای گرفته‌اند. در مکتب جلایری بر خلاف مکاتب پیشین، پیکره‌ها نه در پلان جلو بلکه در پلان‌هایی عقب‌تر ترسیم شده‌اند و به همین دلیل کوچکترند و دست نقاش برای پرداختن به طبیعتی پر از عناصر ریز و تزئینی و ظریف باز است. در نگاره‌های به‌جای مانده از دوران جلایری منظره و طبیعت مانند یک فرش پرنقش‌ونگار با ظرافت تمام تصویر شده است. پیکره‌ها اغلب بلندقامت و لاغرند و چهره‌شان گرد و حرکاتشان نرم و ملایم است. سرتاسر نگاره پوشیده از رنگ و نقش است و طیف‌های متنوع سبز، آبی، زرد، سرخ و خاکی را نشان می‌دهد. جنید با رنگ‌بندی سنجیده و نقش‌اندازی استادانه، جهانی خیالی و مسحورکننده آفریده که قرینه‌ی دنیای افسانه‌ای سروده در شعر خواجوی کرمانی است. سبک نقاشی جنید در نگاره‌های سده‌ی بعد ادامه پیدا می‌کند و تکمیل می‌شود و اولین قدم‌ها برای زمینه‌سازی ظهور یک مکتب کاملاً ایرانی مانند مکتب هرات در همین دوره برداشته می‌شود.

نگاره‌های دیوان خواجوی کرمانی که در بغداد و شیراز در سده‌ی چهاردهم میلادی/هشتم هجری قمری مصور شده، هم‌اکنون در موزه‌ی هنرهای تزیینی پاریس، کتابخانه ملی انگلستان(بریتانیا) و موزه‌ی مرقع استانبول نگهداری می‌شوند.

+ تبسّم غبیشی ; ۸:۳٧ ‎ب.ظ ; ٢٧ بهمن ۱۳٩۱
comment نظرات ()

محمد زمان و ترویج فرنگی‌سازی در نقاشی ایرانی

این مطلب در سایت «رادیو فرهنگ» منتشر شده است.

محمد زمان معروف به آقا زمان، نگارگر نوگرایی بود که شیوه و مکتب منحصربه‌فردی در نقاشی ایجاد کرد، شیوه‌ای که سالیان متمادی هنرمندان و مصوران بعد از وی را تحت تأثیر خود قرار داد. وی هم‌عصر سه تن از شاهان صفوی، یعنی شاه عباس دوم، شاه سلیمان و شاه سلطان حسینمی‌زیست. شهرت‌ محمد زمان بیش‌تر به دلیل کپی‌های آزادانه از گراورهای فرنگی (اروپایی) و همچنین نقش مؤثر وی در ترویج فرنگی سازی است.


چون پس از طی بیش از دویست سال که از آغاز ترقی مینیاتور می‌گذشت و شاهکارهای ارزشمندی در نقاشی ایران به دست استادان بزرگی مانند جنید، بهزاد، میرک، شیخ‌زاده، محمدی، سلطان محمد، میرسیدعلی و میرزاعلی و دیگران به ثمر رسیده بود، به علت رکود و انحطاط این هنر، ظهور یک تحول در سبک نقاشی انتظار می‌رفت. نقاشان در پی آن بودند تا شیوه‌ی تازه‌ای پدید آورند که در عین تفاوت با مینیاتور، مورد پسند هنرشناسان قرار گیرد. از این رو چند تن از استادان چیره‌دست، پس از آشنایی با روش نقاشان هند در اقتباس پاره‌ای از ویژگی‌های نقاشی فرنگستان و مأنوس شدن با این سبک از روی باسمه‌های فرنگی، بر آن شدند که در نقاشی ایران به گونه‌ای منطقی تغییراتی بدهند و اسلوب تازه‌ای پدید آورند. بنابراین محمد زمان به همراه عده‌ای از نقاشان دیگر برای تحصیل نقاشی فرنگی به ایتالیا سفر کردند.

متأسفانه با وجود تبحر و شهرتی که محمد زمان داشت، آنچه تاکنون درباره‌ی زندگی این هنرمند به رشته‌ی تحریر درآمده، پایه‌ی استنادی نداشته و در پرده‌ای از رمز و راز پوشیده‌ است. محققان گفته‌اند که محمد زمان طی سفر به اروپا به دین مسیحیت گرویده و نام پائولو را برای خود برگزیده است. سپس به ایران بازگشته و تغییر مذهب خود را پنهان داشته و در دربار شاه‌عباس مشغول بوده، و بعد از اینکه مورد ظن واقع شده به هندوستان رفته و به دربار شاه‌جهان شاه راه یافته است. به نظر می‌رسد بخشی از این داستان مربوط به یکی از اشراف هم‌نام وی در اصفهان باشد که حدود سال ۱۶۴۰ قبل از مهاجرت به هند کاتولیک شده ‌است. در حالی که محمد زمان نقاش، به گواه آثارش یک مسلمان شیعه بود. منبع تمرین محمدزمان تقلید و کپی استادانه‌ی باسمه‌ها و گراورها و پوسترهای تبلیغی مذهبی بود. ضمن این‌که محمد زمان در شهر مذهبی قم به دنیا آمد. در جوانی به زیارت خانه‌ی خدا رفت و پس از مدتی در اصفهان به خدمت استاد معین مصوّر رسید. همچنین نزد شیخ عباسی نیز کسب هنر نمود.

محمد زمان در آرایش گل‌ومرغی و بوته‌سازی و گل‌آرایی قوی‌دست و در ارایه‌ی دشت و دمن و تصویر کردن خیابان‌ها و مناظر رزمی و بزمی مهارت داشت. در چهره‌پردازی و شبیه‌سازی و همچنین در تذهیب و رنگ‌آمیزی آن‌ها دقیق بود و در نقش کردن ابرها شیوه‌ی کلاسیک را دنبال می‌کرد. او قواعد پرسپکتیو را به شیوه‌ی اروپایی در نگاره‌هایش به کار می‌گرفت. قدیمی‌ترین اثر به‌جای مانده از این هنرمند قلمدانی است با نقاشی روغنی که آن را با امضاء «یا صاحب الزمان» در تاریخ ۱۰۷۰ هجری قمری به یادگار گذاشته است. از شیوه‌ی ارقام محمد زمان چنین پیداست که در نگارش خط نستعلیق و شکسته نیز مهارت داشته است. شیوه‌ی او در نقاشی که آمیخته‌ای از شیوه‌های ایرانی و اروپائی و هندی بود راه‌گشای نقاشان بسیاری شد و مورد تقلید بسیاری قرار گرفت. از بزرگ‌ترین شاگردان او می‌توان به دو فرزند هنرمندش محمدعلی‌ و محمدیوسف و همچنین به شاگرد او استاد علی‌اشرف اشاره کرد.

مورخان غربی به این سبب آثار نقاشی محمد زمان را ارج می‌نهند که نقاشی وی به شدت ملهم از نقاشی اروپای مسیحی بود. به نظر می‌رسد که وی نخستین نقاش ایرانی بود که از رنگ‌وروغن روی بوم برای ترسیم استفاده کرده و پیروان‌اش نیز پس از او به این تکنیک اروپایی روی آورده‌اند. اما مهم‌ترین مشخصه‌ی کار این هنرمند، پیشتازی‌اش در «فرنگی‌سازی» نگارگری است. ویژگی این سبک تلفیق تکنیک‌های نقاشی اروپایی از جمله پرسپکتیو، و شاخص‌های نقاشی کهن ایرانی است.

نبسم غبیشی

+ تبسّم غبیشی ; ٦:۱٦ ‎ب.ظ ; ٢٧ بهمن ۱۳٩۱
comment نظرات ()

مجموعه معماری مزار شیخ احمد جام (تربت جام)

این مطلب در سایت «رادیو فرهنگ» منتشر شده است.

شیخ الاسلام احمد ابن ابوالحسن جامی معروف به شیخ احمد جام در روستای نامق که در کاشمر فعلی واقع بوده، زاده شد. وی از عارفان و صوفیان به‌نام قرن پنجم و ششم هجری قمری است. او که در جوانی خمار و لا ابالی بود، در سن بیست و دوسالگی دچار تحولی روحی شد و به عرفان روی آورد. از مردم کناره گرفت و به مدت هجده سال در کوهستان گوشه نشست و به مطالعه در قرآن و تفاسیر و تحقیق در زندگی و احوال عرفا پرداخت. پس از آن به تعلیم و ارشاد مردم و نوشتن رساله و کتاب مشغول شد و در سن نودوپنج یا نودوشش سالگی درگذشت.

آرامگاه شیخ الاسلام احمد جام، را حدود هشتصد سال پیش در شهرستان تربت جام در استان خراسان رضوی ساختند و در قرن نهم هجری به اوج شکوفایی خود رسید. این آرامگاه که یک مجموعه‌بنا و مشتمل بر ده بنای تاریخی است، در زمانی کوتاه یکی از بزرگترین مراکز زیارتی شرق ایران تبدیل شد. این دَه بنای تاریخی شامل مرقد شیخ، گنبدخانه، مسجد عتیق، خانقاه، سراچه و مدرسه فریوند، مسجد کرمانی، گنبد سفید، خانقاه‌های تیمور، مدرسه امیر جلال الدین فیروز‌شاه (گنبد سبز)، مسجد نو و مدرسه امیرشاه ملک است که همه در اطراف یک صحن وسیع گرد هم آمده‌اند. در این میان آرامگاه شیخ احمد جامی نیز به صورت روباز در مقابل ایوان عظیمی قرار گرفته است.

بنای گنبدخانه پیش از دیگر بناهای مجموعه و توسط اعقاب سلطان سنجر سلجوقی به سال 633 هجری قمری پایه‌ریزی شد و به همت غیاث الدین محمد ابوبکر کرت توسعه یافت. دیوارهای داخلی گنبدخانه با نگاره‌‌های رنگین و زیبا روی زمینه‌ی گچ تزیین شده که بر روی خود نشانی از مرمت و بازسازی دارند. ساختار معماری گنبدخانه یادآور طرح مقبره سلطان سنجر در مرو است. گنبد بنا نیز با تلفیقی موزون از سه کنج و چهار طاق‌نمای هشت ضلعی ایجاد شده که سطح زرین آن با تزئینات کاربندی پوشش یافته است.

ایوان این مجموعه که حدود سی متر ارتفاع دارد، در نیمه‌ی اول قرن هشتم هجری بنا شده. قبل از پایان گرفتن کار بنای ایوان معمار آن دارفانی را وداع گفت و ادامه‌ی آن به فرزندش «غیاد الدین بن مطهر» واگذار شد. کاشی‌کاری‌های متنوع مزین به نقش گل‌وبرگ و ستاره‌ی شانزده‌پر به‌رنگ‌های سیاه، لاجوردی و فیروزه‌ای شکوه خاصی به ایوان و مجموعه‌بنا بخشیده است. فضای معماری ایوان در مجاورت گنبدخانه با سقفی نیم‌گنبدی و تزئینات کاربندی با دو ورودی مستقل مسیر ارتباطی به بناهای طرفین خود ـ مسجد کرمانی و گنبد سفید ـ را پدید آورده است.

مسجد کرمانی در سمت چپ ایوان قرار دارد و نام آن منسوب به معمار آن (خواجه زکی بن محمد بن مسعود کرمانی) است. ابعاد این مسجد 17×70/10متر است و در میانه‌ی هر ضلع آن یک شاه‌نشین قرار دارد. سه چله‌خانه نیز در زوایای شرقی و غربی ساخته شده و در شاه‌نشینِ ضلع غربی زیباترین عنصر معماری این مسجد یعنی محراب گچ‌بری و نفیس آن به چشم می‌خورد. این محراب از شاهکارهای معماری قرن هشتم هجری به حساب می‌آید. بر ازاره‌ی دیوارهای مسجد کتیبه‌های عالی نقش بسته و بر اسپرها قاب‌های مشبک گچ‌بری تعبیه شده است. شاه‌نشین‌های زوایای جنوبی و شمالی دارای پوشش نیم‌گنبدی هستند.

مسجد عتیق نیز شامل شبستانی گنبددار و پنج رواق است. دو دهانه‌ی غربی گنبد مقابل محراب دارای گچ‌بری‌های اسلیمی است و ستون‌ها با طرح مارپیچ و کاشی‌کاری‌ به رنگ سفید و آبی در اطراف محوطه محراب  تزیین شده است.

 مدرسه امیر جلال الدین فیروزشاه (گنبد فیروز شاهی یا گنبد سبز) نیز از بناهای مشرف بر صحن مزار جام  است. بنا دارای نقشه‌ای چلپایی (صلیبی) و چهارایوانی است که بر فراز آن گنبدی قرار گرفته است. همچنین گنبدخانه‌ای چهارطاقی با چهار شاه‌نشین و دو طاق‌نما در بخش‌های شرقی و غربی آن وجود داشته و سرتاسر بنا را تزئینات زیبای کاشی‌کاری پوشانده است.

مسجد جامع نو در جانب غربی مزار واقع است که از یک مقصوره‌ی چلیپا شکل و شبستان‌های ستون‌دار در طرفین صحن تشکیل شده است. رواق شرقی این بنا با مسجد عتیق پیوند خورده و ظاهراً تنها بخش قدیمی مسجد، گنبد مقصوره است که توسط (جلال الدین فیروز شاه) به سال 846 هجری قمری بنا شده. در بخش پشتی گنبدخانه کتیبه‌ای به خط ثلث سفیدرنگ، بر زمینه‌ای فیروزه‌ای بر جای مانده که حاوی نام معمار بنا و تاریخ ساخت آن است.

+ تبسّم غبیشی ; ٦:۳٦ ‎ب.ظ ; ٢٥ بهمن ۱۳٩۱
comment نظرات ()

عزاداران بَیَل

غلام‌حسین ساعدی


«... تمام شب، نعره‌ی گاو تازه‌‌نفسی که در کوچه‌های بَیَل می‌گشت همه را بی‌خواب کرده بود.

عباس و خواهرش، و اسماعیل که در خانه‌ی آن‌ها مخفی بود، سرشان را از پنجره آورده بودند بیرون و استخر را نگاه می‌کردند و سیاهی کوچکی را که روی آب استخر این‌ور و آن‌ور می‌رفت؛ و بَیَلی‌های دیگر هم نشسته بودند در آستانه‌ی پنجره‌ها استخر را نگاه می‌کردند و سیاهی بزرگی را که توی کوچه‌ها می‌دوید و صدای گاو درمی‌آورد.

هوا که روشن شد، مشدی حسن عرق‌رىِزان و نعره‌کشان دوان‌دوان از صحرا آمد طرف خانه‌اش و یک‌راست دوید طرف طویله و خود را رساند دم آغل و لبه‌ی کاهدان را چسبید. ...»

+ تبسّم غبیشی ; ٢:٥٤ ‎ب.ظ ; ٢۳ بهمن ۱۳٩۱
comment نظرات ()

اتحادیه‌ی ابلهان

جان کندی تول/ پیمان خاکسار

«... از خانه‌های دوروبر چند نفر بیرون آمده بودند و از ایوان او و موتورسیکلتش را تماشا می‌کردند. بازو بسته شدن دزدکی کرکره‌های خانه‌های آن دوروبر نشان از این بود که او به میزان قابل ملاحظه‌ای تماشاچی نامرئی دارد. حضور موتورسیکلت پلیس در آن محله حادثه حساب می‌شد، خصوصاً اگر موتورسوار شلوارک به پا داشت و ریشش قرمز بود. محله فقیرنشین بود، شکی نیست، ولی آرام و بی‌دردسر بود. ناگهان به خودش آمد و حالت شق‌ورق و رسمی گرفت و دوباره زنگ زد. ...»

+ تبسّم غبیشی ; ۱:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱٦ بهمن ۱۳٩۱
comment نظرات ()