ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

جوانی بدون جوانی

میرچا الیاده / رضا دهقان

«... پیدا بود که روز داغی در پیش است. لباس‌هایش را درآورد و نازک‌ترین پیژامه‌ای را که توی گنجه پیدا کرد، پوشید. رفت روی تخت دراز کشید. بلافاصله صدای درونش را شنید: خودت خوب می‌دانی که قضیه خوابگردی نبود. تو همان کاری را کردی که باید می‌کردی ـ تا همه را تا حدّ ممکن سردرگم کنی. اما از حالا به بعد، ما دیگر به چنین روش‌هایی نیاز نداریم...»

+ تبسّم غبیشی ; ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ; ٢۸ فروردین ۱۳٩٢
comment نظرات ()

از عیلام تا ایلام

این مطلب در سایت «رادیو فرهنگ» منتشر شده است.

استان ایلام در جنوب غربی و در منطقه‌ای کوهستانی در کشور ایران واقع شده و حدود ۱/۲ درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است. این استان در غرب با کشور عراق، در جنوب با استان خوزستان، در شرق با استان لرستان و در شمال با استان کرمانشاه همسایه‌ است. مرکز استان ایلام، شهر ایلام است و دیگر شهرهای مهم آن عبارتند از: آبدانان، ایوان، دره‌شهر، دهلران و مهران.


کلمه‌ی ایلام برگرفته واژه‌ی سامی عیلام به معنای جای بلند و منطقه‌ی کوهستانی است که با گذر زمان و برای پرهیز از حرف «ع» عربی، امروزه به شکل ایلام نوشته می‌شود. زمانی به این ناحیه «پشت‌کوه» می‌گفتند، اما در دوران پادشاهی رضاشاه و به منظور یادآوری عظمت تمدن عیلام باستان، نام روستای حسین‌آباد، به ایلام تغییر یافت و بعدها این روستا به عنوان شهر و مرکز استانی به نام ایلام انتخاب شد. تمدن باستانی عیلام در استان‌های فارس و خوزستان امروزی تمرکز داشت اما تصمیم هیأت وزیران رضاشاه برای نام‌گذاری استان ایلام به این موضوع برمی‌گردد که منطقه‌ی پشت‌کوه نیز در دوره‌هایی بخشی از ناحیه عیلام باستان بوده‌ است.


عیلامی‌ها شاخه‌ای از اقوامی بودند که حدود پنج هزار سال قبل از میلاد از آسیای میانه به ایران وارد شده و در جنوب غرب ایران امروزی ساکن شدند و توانستند دولتی مقتدر با قدمتی سه هزار ساله ـ از سال ۳۵۰۰ قبل از میلاد تا ۶۴۵ قبل از میلاد ـ تشکیل دهند.

عیلامیان دولت خود را که شامل خوزستان، اطراف کوه‌های بختیار، لرستان، پشت‌کوه و انشان یا انزان فارس بود، هم‌زمان با دولت سومری‌ها تشکیل دادند و شهر شوش را به عنوان پایتخت خود برگزیدند. در اوایل حکومت شهرهای اهواز و «خایدالو» یا همان خرم آباد امروز از مهم‌ترین شهرهای آنان به حساب می‌آمد. اما بعدها، سرزمین تحت سلطه‌شان را تا نواحی مرکزی و شرقی ایران گسترش دادند.

عیلامیان کشور خود را «هلتمتو» به معنی «سرزمین خدا» می‌نامیدند. در کتیبه‌های بابلی نیز، عیلام را «آلامتو» یا «آلام» به معنای کوهستان یا «کشور طلوع خورشید» ذکر کرده‌اند. همچنین سومری‌های ناحیه‌ی بین النهرین، آن را «ایلام» به معنای «کشور کوهستانی» نامیدند و اکدی‌ها هم نام ایلام را از سومری‌ها اخذ کردند. دولت مقتدر عیلام، پس از سه‌هزار سال با حمله‌ی آشور بنی پال ـ پادشاه آشور ـ منقرض شد.

ایلام در دوران مادها، هخامنشیان، سلوکیان و اشکانیان، به جهت همسایگی با همدان، کردستان، کرمانشاه، لرستان و از همه مهم‌تر قرار گرفتن در کنار شوش ـ خوزستان امروزی ـ دارای تمدن مهمی بوده است. در عهد ساسانیان سرزمین ایلام امروزی را ایالت‌های «مهرجانقذق» و «ماسبذان» تشکیل داده بود که پس از تصرف اعراب، مسلمانان آن را «سرزمین جبال یا کوهستان» نامیدند. ایالت «جبال» که مرکز آن «سیمره» بود تحت حکومت بغداد و بصره درآمد و تا نیمه‌ی اول قرن چهارم هجری به حیات خود ادامه داد. با وقوع زلزله در سال ۳۳۴ ه.ق، این منطقه به طور کامل از بین رفت و در دوران قاجار و با ورود «‌حسین قلی خان ابوقداره» به منطقه‌ی پشت‌کوه، بار دیگر رونق گرفت تا این‌که از سال ۱۳۰۹ شمسی در تقسیمات کشوری، ایلام بخشی از استان پنجم یعنی کرمانشاه گشت.


وقوع حوادث طبیعی وغیر طبیعی همچون بیماری‌های واگیردار، خشکسالی، جنگ‌های خارجی و قومی و درنهایت سیاست‌های حکومتی در چند قرن گذشته تاریخ پرافت‌وخیز و سرشار از جابه‌جایی و مهاجرت برای اقوام ایلامی داشته است. با این حال استان ایلام محل زندگی اقوام مختلف لر، لک، کرد و عرب است که سالیان متمادی با تعامل فرهنگی و مسالمت زندگی می‌کنند.

ایلام یکی از استان‌های نفت‌خیز ایران محسوب می‌شود و دارای ۱۱درصد منابع گاز ایران است. با این حال بیشتر فعالیت اقتصادی مردم این استان کشاورزی و دامداری ‌است. مهم‌ترین محصول کشاورزی استان ایلام گندم است. وجود کوهستان‌ها، جنگل‌ها، مراتع و نیز مناطق گرمسیری و سردسیری در مجاورت یکدیگر، بهترین شرایط را برای پرورش زنبور عسل نیز فراهم آورده است. اما صنعت استان ایلام عمدتاً در قالی‌بافی خلاصه می‌شود.

از نقاط دیدنی استان ایلام می‌توان به دریاچه‌های دوقلوی بسیار زیبا و قلعه‌ی تاریخی و انبارهای هزاردر آبدانان (دوره ساسانیان)، آتشکده‌های موشکان و چهارطاقی، طاق شیرین و فرهاد و طاق رستم، شهرهای  باستانی ماداکتو  و گم‌گم، دره‌ی ارغوان، دریاچه‌ی سد ایلام و چشمه‌های آب گرم اشاره کرد.

+ تبسّم غبیشی ; ۸:٥٧ ‎ب.ظ ; ٢٥ فروردین ۱۳٩٢
comment نظرات ()

اسطوره‌های ایرانی

 

 

وستا سرخوش کرتیس / عباس مخبر

 

«... پس از گذشت سیصد سال از دوران فرمانروایی جمشید، هنگامی‌که جهان با ازدحام بیش از حد آدمیان، حیوانات و پرندگان مواجه شده است، جمشید با عصا و شلاق زرین خود به اندازه‌ی یک‌سوم آن را فراخ‌تر می کند. دوبار دیگر، پس از گذشت ششصدسال و نهصدسال، جهان را باز هم فراخ‌تر می‌کند. سپس جمشید با دروغ‌گویی مرتکب گناه می‌شود و فرّه او را ترک می کند...» 

 

+ تبسّم غبیشی ; ۱:۱۱ ‎ب.ظ ; ٢٢ فروردین ۱۳٩٢
comment نظرات ()

اسطوره‌های رومی

جین ف. گاردنر/ عباس مخبر

«... درباره‌ی بنیانگزاری رم دو روایت وجود داشت؛ یک روایت یونانی که آن را به انه منسوب می‌کرد، و یک روایت «لاتینی» (همراه با یک صورت «اتروسکی») که رومولوس و رموس را در این کار ذیمدخل می‌دانست. سرانجام، این دو روایت همراه با ابداعاتی جدید، و حذف جزئیات، به گونه‌ای ترکیب شدند که شکاف‌های تقویمی موجود را پر نمایند. بر اساس یافته‌های باستان‌شناختی، این داستان حقیقت ندارد که رم مستعمره‌ای بوده است که توسط البالونگا در نسل پانزدهم بنیان نهاده شده است...»

+ تبسّم غبیشی ; ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ; ٢٠ فروردین ۱۳٩٢
comment نظرات ()

اسطوره‌های بین‌النهرینی

هنریتا مک‌کال/ عباس مخبر

«... وجود رابطه میان آیین و اسطوره قطعی است، اما روش‌های تفسیر میزان نزدیکی این رابطه فرق می‌کند. پژوهشگران کتاب مقدس در آغاز قرن حاضر، تحت تأثیر نظریه‌های ج. جی فریزر مؤلف کتاب شاخه‌ی زرین، اعتقاد داشتند که کلیه‌ی اسطوره‌ها از آیین‌ها سرچشمه گرفته‌اند، اما در حال حاضر با این دیدگاه با احتیاط برخورد می‌شود. در بسیاری از موارد نمی‌توانیم بفهمیم که از میان اسطوره و آیین کدام یک قدیم‌تر بوده‌اند، و یقیناً در فرهنگ‌های دیگر اسطوره‌هایی وجود دارد که اصولاً با آیینی همراه نیست...»

+ تبسّم غبیشی ; ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱٩ فروردین ۱۳٩٢
comment نظرات ()

کهن‌ترین شهر جهان

این مطلب در سایت «رادیو فرهنگ» منتشر شده است.

شهر تاریخی شوش، کهن‌ترین شهر جهان، مرکز تمدن عیلام بوده که واقع در یکصد و پنجاه کیلومتری شرق رود دجله در استان خوزستان کنونی است. این شهر را به این جهت به‌ عنوان کهن‌ترین شهر جهان می‌نامند که از آغاز پیدایش تا کنون همواره پابرجا بوده است. شوش در عمر طولانی خود دارای دو عصر طلایی بوده. یکی دوره‌ی عظمت پادشاهان عیلام که در این عصر خوزستان کشوری قوی و شوش شهری آباد و مجلل، با ساختمان‌ها و قصرها و غنایم پربها بوده است. این دوره با حمله‌ی آشوربانیپال خاتمه یافت. دوره‌ی دوم دوره‌ی تجدید بنای شوش در عصر هخامنشیان است که داریوش قصرها و عمارات زیبایی درآن برپا ساخت.


نام باستانی شوش یا دشت سوسیانا «سوس» بود که بعدها تبدیل به شوش شد. برخی شوش را به معنای خوب و خوش دانسته‌اند. نام شهر شوش به یونانی «سوسای» بوده و در تورات و قاموس کتاب مقدس آمده است که شوش یا شوشیان در زبان عبری به معنای زنبق است. در روایتی دیگر در خط عیلامی نام شوش به‌صورت هزوارش نگاشته می‌شده، که از دو جزء به معنی باغ و سدر (کنار) تشکیل شده است و روی هم به معنی کنارستان یا باغ سدر است. این واژه‌ی مرکب که در اکدی و عیلامی «شوشن» خوانده می‌شده یعنی شهر شوش.

 در پی حفاری‌های باستان‌شناسان آثاری در تپه‌های باستانی گوناگون کشف شد که نشان‌گر وجود محل سکونت کشاورزان در این منطقه در حدود ۹۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح است. ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد نیز در این مکان مردم در قلعه‌هایی زندگی می‌کرده‌اند. اما از ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد، شهرنشینی در شوش آغاز شد. شهر شوش در طی حیات پر فراز و فرود خود، دوره‌های تاریخی فراوانی را تجربه کرده است. آشوربانیپال (پادشاه آشوریان) بین سال‌های ۴۶۵-۴۶۰ قبل از میلاد شهر شوش را فتح و مانند دیگر فتوحات خود با خاک یکسان کرد. داریوش اول هخامنشی شوش را بازسازی نمود و کاخ آپادانای خود را به عنوان پایتخت زمستانی در تپه‌ی شاهی برپا ساخت. خشایارشا نیز در شوش زندگی می‌کرده ‌است. در زمان اردشیر اول در اثر آتش سوزی بزرگی اکثر بناهای شوش از بین رفت و بقایای این آثار باستانی در قرن بیستم از زیر خاک بیرون آمد. قسمت عمده‌ای از بناهای شهر شوش در اثر تسطیح دشت خوزستان برای اهداف کشاورزی از بین رفت و جنگ هشت ساله‌ی ایران و عراق نیز خسارات زیادی به آثار باستانی شوش وارد کرد. حفاری‌های غیر مجاز ساکنین دشت و حمله‌ی باستان‌شناسان غربی، باعث شده‌ است قسمت عمده‌ای از این آثار از بین برود یا به موزه‌های خارجی منتقل شود.

از آثار دیدنی شهر شوش می‌توان به کاخ آپادانا اشاره کرد. این کاخ به دستور داریوش بزرگ پادشاه هخامنشی در حدود سال‌های ۵۱۵_۵۲۱ پیش از میلاد در شوش روی آثار و بقایای عیلامی بنا نهاده شد. دیوارهای کاخ از خشت و ستون‌های آن از جنس سنگ و هماهنگ با ستون‌های تخت جمشید (پایتخت بهاره‌ی هخامنشیان) است. کاخ داریوش واحدهای مختلفی همچون تالار بارعام، حرم‌سرا، دروازه و کاخ پذیرایی و همچنین سه حیاط مرکزی دارد. دیوارهای داخلی کاخ با آجرهای لعاب‌دارِ منقوش با طرح‌های سپاه جاویدان، شیر بالدار و نقش گل نیلوفر آبی مزین بوده‌اند که بقایای آن در موزه‌های خارجی و داخلی نگهداری می‌شود.

آرامگاه دانیال نبی نیز در شوش واقع است. دانیال ملقب به نبی‌الله از پیامبران بنی اسرائیل و معاصر کورش و داریوش اول هخامنشی بوده. پیامبری که در سرزمین مقدس فلسطین به دنیا آمد و در کودکی پدر و مادر خود را از دست داد و به سرپرستی پیرزنی بزرگ شد. در نوجوانی به اسارت و به سرزمین بابل برده شد و حوادث روزگار او را از غلامی به کار دیوانی کشاند. به جهت نفوذ و قدرت معنوی خویش اسباب آزادی اولاد یهود را پس از 70 سال اسارت فراهم کرد و در شوش از دنیا رفت.

قلعه‌ی شوش نیز از دیگر دیدنی‌های این شهر است. در سال 1897 میلادی دولت فرانسه برای فراهم آوردن محلی امن و مناسب برای هیات باستان شناسی فرانسه، قلعه‌ای با طرح قرون وسطایی اروپا بر بلندترین نقطه‌ی تپه‌های شوش و بر روی بقایای یک قلعه‌ی عیلامی ساخت. ساختمان این قلعه با نظارت حاج مصطفی دزفولی و با خشت بنا گشت. پلان قلعه به شکل ذوزنقه است و دورتادور آن را راهرویی احاطه کرده و ردیف اطاق‌هایی برگرد آن قرار گرفته‌اند.

زیگورات عیلامی چغازنبیل در 45 کیلومتری شوش، موزه‌ی شوش، کاخ شاوور، هفت‌تپه و شهر شاهی و تپه‌ی صنعتگران از دیگر مکان‌های باستانی و دیدنی شهر تاریخی شوش هستند.

تبسم غبیشی

+ تبسّم غبیشی ; ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱٩ فروردین ۱۳٩٢
comment نظرات ()

بدن تکه‌تکه شده

لیندا ناکلین/ مجید اخگر

«... در آن دوره نقاشی وجود داشت که [استعاره‌ی] بدن قطعه‌قطعه شده برای او نقشی واقعی‌تر و در عین حال پیچیده‌تر در سازمان‌دهی مدرنیته ـ و مدرنیسم تصویری ـ پیدا کرد؛ نقاشی که با جریان امپرسیونسیم در ارتباط بود اما هیچ‌گاه رسماً جزو آن نشد: ادوارد مانه. ترکیب‌بندی‌های بریده، ترکیب‌بندی‌هایی که در آن‌ها برخی از فیگورها به صورت ناکامل ظاهر می‌شوند، در سرتاسر دوران کاری مانه خودنمایی می‌کنند و به یکی از خصیصه‌های سبکیِ اصلی او بدل می‌شوند...»

+ تبسّم غبیشی ; ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱٩ فروردین ۱۳٩٢
comment نظرات ()

افسانه‌ی اسطوره

نجف دریابندری

«... «اسطوره» کلمه‌ای است که در زبان فارسی معنایی نداشته است و طبعاً تعارضی هم نمی‌توانسته است با خود بیاورد؛ کلمه‌ای بوده است خالی و متروک، و لذا خنثی و کدر (حاجب ماورا، غیر شفاف) و در عین حال دهان پرکن و مرعوب کننده. دلیلِ انتخاب آن باید همین صفات و مشخصات بوده باشد، و توضیح رواج آن هم، به گمان من، این است که آن تعارضی که در «افسانه» به چشم می‌خورده و ذهن ساده را متحیر و معذب می‌کرده است در این کلمه‌ی تاریک دیده نمی‌شود...»

+ تبسّم غبیشی ; ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱٥ فروردین ۱۳٩٢
comment نظرات ()

طاق کسری

این مطلب در سایت «رادیو فرهنگ» منتشر شده است.

طاق کسری، تاق خسرو یا ایوان مداین، مشهورترین بنایی است که پادشاهان ساسانی در شهر اسبانبار ساخته‌اند. بیشتر گمان می‌شود این بنا که در ساحل شرقی رود دجله است، در تیسفون جای‌ دارد. اما تیسفون، اسبانبار و چند شهر کوچک دیگر مانند بغداد، روی هم شهرگان یا مداین را تشکیل می‌داده‌اند. اهمیت جهانی این بنا در این است که طاق اصلی این کاخ، بلندترین طاق خشتی ساخته شده در طول تاریخ است. بلندای این طاق 35 متر، پهنایش 25 متر و درازایش 50 متر است. مجموع خرابه‌های این کاخ و متعلقات آن مساحتی به‌ عرض و طول ۴۰۰ و۳۰۰ گز را پوشانده است. در این مساحت آثار چند بنا دیده می‌شود؛ در فاصله‌ی ۴۶۰ متری جنوب شرقی طاق، بقایای ساختمان‌هایی مشاهده می‌شود که تا گوشه‌ی دیوار معروف به بستان کسری، که شاید حصار باغ وحش بوده ‌است، امتداد دارد. در فاصله‌ی حدود 190 متری جنوب غربی بستان، تلی به ارتفاع 6 الی 5/ 7 متر بر روی قاعده‌ای چهارگوش واقع و معروف به تل‌ الذهب (تل طلا) است که خزانه‌ی خسروپرویز بوده است. در جنوب طاق و در جانب شمال نیز ویرانه‌هایی است که در زیر قبرستان جدید پنهان شده. طاق کسری تنها قسمتی از کل عمارت است که اثر قابل توجهی از آن باقی است. نمای آن که رو به شرق است و ۲۹ یا ۲۸ گز ارتفاع دارد، دیواری بوده است بی‌پنجره که چهارطبقه طاق‌نما و ستون‌های برجسته و طاق‌های کوچک داشته است. اما مهم‌ترین قسمت این بنا همان ورودی آن است که به شکل ایوانی عریض و مرتفع و رو به بیرون ساخته شده و تالار مستطیلی در پشت آن قرار داشته است. طاق بزرگ هلالی که بر روی دیواره‌های سرتاسری و بدون ستون بنا شده بود قسمت مرکزی را می‌پوشاند. در دو طرف بخش مرکزی که محور اصلی بنا را تشکیل می‌دهد، راهروها، اتاق‌ها و تالارها با پوشش گنبدی و گهواره‌ای قرار داشته‌اند. نور تالار اصلی به وسیله‌ی صدوپنجاه دریچه تأمین می‌شده.

بنابر آنچه در نوشتار پهلوی خوتای‌ نامگ (خدای‌نامه) آمده ‌است، این کاخ به دستور شاپور اول (قرن سوم میلادی) ساخته ‌شده؛ اما بیش‌تر مورخان ساخت این کاخ را به دوران خسرو اول (انوشیروان، قرن ششم میلادی) نسبت می‌دهند. بنا به نظر برخی نیز تاریخ این کاخ به زمان اشکانیان بازمی‌گردد و در زمان ساسانیان تنها بازسازی شده است. چرا که شیوه‌ی معماری طاق کسری پارتی (اشکانی) است. فردوسی در شاهنامه‌ی بی‌مانند داستان‌های شگفت‌انگیزی از ساخت طاق کسری و پس از آن مراسمی که در آن برگذار می شده نقل می‌کند.

بنای این کاخ پس از فتح مسلمان لطمه‌ی فراوانی دید و جز ویرانه‌های طاق آن که ارتفاعی حدود 70 متر دارد و شماری از دیوارهای کاخ چیزی باقی نماند. مردم عراق و اعراب منطقه از این بنا نه به سبب پیشینه‌ی تاریخی، بلکه به علت سندیت اسلامی آن مبنی بر اینکه روزی که پیامبر اسلام (ص) به دنیا آمد، طاق بلند آن شکاف خورد، از آن یاد می‌‌کنند.

تاق خسرو تا اواخر حکومت رژیم بعثی عراق، به عنوان یکی از مهم‌ترین تفریح‌گاه‌‌های اعراب شناخته می‌شد، اما رژیم بعث که تاب این استقبال را نداشت، اقدام به تخریب بیشتر این مکان کرد. پس از مدتی، سفر به این مکان ممنوع شد و با گذشت یک سال از منع سفر به آن، صدوهفتاد نفر از متخلفان را به جرم رفتن به این مکان، اعدام شدند. پس از این واقعه، این مکان متروک باقی ماند و هیچ اعتنایی به آن نشد و روز به روز بر فرسودگی و خرابی‌‌های آن افزوده شد. در پی تصرف عراق توسط آمریکا و هم پیمانانش در سال 2003، حمله‌های نظامی آسیب‌های بسیار دیگری به این مکان وارد کرد. در فوریه 2005، طی یک عملیات تروریستی، قسمتی از ایوان مدائن تخریب شد که از آن به عنوان بزرگ‌ترین آسیب به این مجموعه پس از اشغال عراق یاد شده است. در پی اعلام خطر نابودی این مجموعه‌ی تاریخی ارزشمند در عراق، مقامات میراث فرهنگی ایران اعلام کردند قصد دارند با کمک یونسکو، این مکان تخریب شده را بازسازی کنند و آن را به جمع آثار ثبت شده در اسناد میراث فرهنگی یونسکو بازگردانند. ایوان مداین در 35 کیلومتری جنوب بغداد در استان دیاله قرار گرفته و با توجه به این فاصله‌ی کم، پیشنهاد خوبی است که تورهای زیارتی و سیاحتی که وظیفه گرداندن ایرانیان را بر عهده دارند، تدابیری بیندیشند که ایرانیان بتوانند از ایوان مداین نیز دیدن کنند. 

+ تبسّم غبیشی ; ٥:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳ فروردین ۱۳٩٢
comment نظرات ()

ایران کوچک

این مطلب در سایت «رادیو فرهنگ» منتشر شده است.

شهر کَــرَج در غرب تهران واقع شده و مرکز استان البرز است. کرج از دیرباز به دلیل شهرت به داشتن آب و هوای ییلاقی و مطلوب و دل‌پذیر مهاجرپذیر بوده و از این جهت پس از تهران در رده‌ی دوم قرار دارد. این شهر جمعیتی حدود دو میلیون نفر دارد و با توجه به جوان بودن جمعیت آن به‌عنوان یکی از کلان‌شهرهای ایران محسوب می‌شود. کرج پس از تهران و مشهد سومین منطقه‌ی پرجمعیت ایران است و از این رو مانند تهران، از شهر کرج نیز با صفت بزرگ نام می‌برند.


شهر کرج در کرانه‌ی غربی رود کرج و در دامنه‌ی جنوبی رشته کوه البرز قرار گرفته‌ است. این شهر از شمال به استان مازندران، از جنوب به شهرستان شهریار و استان مرکزی، از غرب به شهرستان ساوجبلاغ و استان قزوین و از شرق به تهران محدود است. کوه‌های البرز استان مازندران و کرج را از هم جدا کرده و دهستان‌های کرج درمیان دره‌های پرپیچ‌وخم البرز و در اطراف جاده‌ی زیبای چالوس قرار دارند.

درباره وجه تسمیه‌ی کرج طبق مستندات تاریخی گفته‌اند که در گویش محلی تاتی از لغت کاوک یا کاواک مأخوذ است و به معنی میان‌تهی است و منظور شهری است که درمیان تپه‌ها واقع شده است. روایت دیگری نام کرج را برگرفته از کلمه‌ی کوه‌رج به‌معنی محلی که کوه‌های ردیف شده دارد می‌داند. برخی نیز نام کرج را منتج از واژه‌ی اکراج به‌معنی بانگ و فریاد می‌دانند. زیرا در گذشته در تپه‌ی باستانی آتشگاه و کوه‌های مرادتپه و کلاک و قلعه‌دختر شهرستانک برای خبر رسانی و دیده‌بانی آتش می‌افروختند و بدین وسیله مردم را از هجوم دشمنان باخبر می‌ساختند. کرج در روزگار باستان مبدأ بسیاری از خبرها برای ری بوده است. در فرهنگ نفیسی کرج به معنی چاک و شکاف آمده و آن رودخانه‌ای جاری در شکاف کوه‌های شمال غربی ری است. همچنین در کتب مختلف آمده، لفظ کرج از کلمه کرژ به معنی کوهپایه نیز هست.


شهر کرج از دوران پیش از تاریخ سرزمینی پرجاذبه و مرکز آبادانی بوده است. آثار باقیمانده در عهد باستان و دوران حکومت هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان در منطقه‌ی کرج گواه این اهمیت است که کرج در روزگار گذشته از تمدن پیشرفته‌ای برخوردار بوده. وجود آثار باستانی فراوان در گوشه و کنار این جلگه و در حاشیه‌ی راه‌های ارتباطی کهن، بیان‌گر این است که منابع طبیعی آب و همچنین خاک حاصلخیز دامنه‌های البرز و دشت منتهی به آن برای زندگی مناسب بوده است. تپه‌های آق‌تپه، مرادتپه و تپه مردآباد، قلعه‌های تاریخی تنگ‌گسیل و شهرستانک و همچنین آثار معماری دوران اسلامی همچون برج میدانک مغولی، پل و کاروانسرای شاه‌عباسی، کاخ‌های قاجاری و پهلوی حکایت از استمرار استقرارهای پی‌در‌پی در این منطقه دارد.

کرج درگذشته مدتی قسمتی از مازندران و زمانی بخشی از ری بوده و گاهی از روستاهای طالقان یا شهرستانک محسوب می‌شده است. تا پیش از حمله‌ی مغولان رفت‌وآمدِ کاروان‌ها بیشتر از راه سگزآباد و شهریار به ری بوده. اما پس از آن راه قزوین ـ کرج ـ ری جایگزین آن شده است. اهمیت شهر کرج در دوره‌ی صفویه به دلیل قرار گرفتن در مسیر قزوین به تهران و تبریز بیشتر شده و کاروانسراها، پل‌ها و قلعه‌های بسیاری در این مسیر احداث شده است. باشکوه‌ترین دوره‌ی تاریخی شهر کرج، دوره‌ی قاجاریه به ویژه عصر فتحعلی‌شاه و ناصرالدین‌شاه بوده است. در این دوره کرج به علت هم‌جواری با پایتخت و قرار گرفتن بر سر راه ارتباطی سلطانیه و تبریز مورد توجه سلیمان‌میرزا نیز بوده. مجموعه‌ی سلیمانیه‌ی کرج به این دوران بازمی‌گردد.


در حوزه‌ی فرمانداری کرج بیش از صد اثر باارزش فرهنگی ـ تاریخی شناسایی شده که از آن جمله می‌توان به کاروانسرای شاه‌عباسی، پل تاریخی کرج، روستای آتشگاه، آتشکده‌ی تخت رستم، کاخ سلیمانیه و کاخ مروارید (شمس) اشاره کرد. جاده‌ی زیبای کرج ـ چالوس، باغ سیب مهرشهر، مجموعه‌ی سد امیرکبیر، آرامگاه شاه‌زاده سلیمان، آرامگاه امام‌زاده طاهر که مدفن بسیاری از ناموران شعر و هنر معاصر ایران است، باغ لاله‌ی گچسر، دره‌ی ارنگه، دهکده‌ی واریان، روستای برغان، دریاچه و سد طالقان، روستای آغشت، غار یخ‌مراد، دره‌ی پل‌خواب، روستای وینه، آبشار آدران و کوه باغستان شماری از دیگر جاذبه‌های گردشگری و طبیعی شهر کرج هستند.

+ تبسّم غبیشی ; ٢:۳٠ ‎ب.ظ ; ٩ فروردین ۱۳٩٢
comment نظرات ()