ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

آخرین کتاب‌نگار سنتی ایران

این مطلب در سایت «رادیو فرهنگ» منتشر شده است.

پس از تجربه‌های فرنگی‌سازی در نقاشی ایرانی که از دوران صفویه آغاز شده بود، نقاشی دوران زندیه بی‌هیچ تغییر مشخصی به دوران قاجاریه انتقال یافت. درواقع می‌توان گفت آن‌چه به‌عنوان نقاشی موسوم به مکتب قاجار می‌شناسیم، پیش‌تر و در دوران زندیه آغاز شده بود. در دوران قاجاریه، تعدادی از نقاشان برجسته در پایتخت (تهران) گرد هم آورده شدند تا پرده‌های بزرگی برای کاخ‌های جدید سلاطین رقم زنند. در این مکتب طبیعت‌پردازی اروپایی و تزئینات نقاشی سنتی درهم آمیخت و سبکی باشکوه پدید آمد که در آن هرچند نمایش پیکر انسان اهمیت داشت، اما شبیه‌سازی فدای تجرید و زیبایی استعاری شد. پیکرنگاری درباری نشان‌گر اوج تلفیق شیوه‌های نقاشی سنتی ایرانی و اروپایی است.

یکی از هنرمندان برجسته‌ای که در دربار قاجار خوش درخشید، ابوالحسن غفاری بود که برای هنرآموزی و آشنایی فن چاپ به ایتالیا فرستاده شد. او نخستین هنرمندی محسوب می‌شود که برای آموزش به اروپا سفر کرد و در موزه‌های رم و فلورانس به رونگاری از آثار نقاشان بزرگ دوران رنسانس پرداخت، اگرچه همواره بر آن بود تا روح نقاشی ایرانی را در آثار خود حفظ کند.


پس از بازگشت به ایران ناصرالدین شاه به او لقب نقاش‌باشی داد و دو سفارش بزرگ را در این مقام به عهده گرفت: نخست نقاشی سلام نوروزی، که پرده‌ای است که ناصرالدین شاه را نشسته برتخت در کنار فرزندانش و وزیران و رجال طراز اول دولت نشان نشان می‌دهد، و دیگری مصورسازی نسخه‌ی خطی هزارویک ‌شب. ابوالحسن غفاری درمجموع  1134 صفحه تصویر را با همکاری شاگردانش برای شش جلد کتاب هزارویک شب، به سرانجام رساند.

پس از آن به دستور شاه قاجار مسئولیت طبع روزنامه‌ی «دولت علیه‌ی ایران» را به‌عهده گرفت و برای هر شماره از آن، تصاویری از رجال و وقایع دربار رقم می‌زد. چندی بعد به لقب «صنیع‌الملک» ملقب شد و مدرسه‌‌ی دولتی نقاشی و چاپ را  در کنار ارگ سلطنتی تأسیس کرد. در این مدرسه ابوالحسن غفاری با وسایلی که خود به همین جهت از سفر ایتالیا با خود آورده بود، شیوه‌ی جدید نقاشی خود را به رایگان تعلیم می‌داد. اگرچه فعالیت این مرکز که نخستین هنرستان محسوب می‌شود دیری نپایید، اما در ایجاد حرکتی تازه در نقاشی ایران مؤثر افتاد.


نوآوری صنیع‌الملک بیش از همه در شیوه‌ی چهره‌نگاری نمایان می‌شود. او در کنار شبیه‌سازی خصوصیات ظاهری افراد، در بازنمایی خصوصیات روحی و شخصیت چهره‌ها نیز مهارت به‌سزایی داشت. اگرچه بسیاری از شاگردان صنیع‌الملک و برخی نقاشانِ پس از او نیز به کار چهره‌نگاری پرداختند، اما کم‌تر نقاشی توانست مانند او در نشان دادن حالات روانشناختی دقت و ظرافت و مهارت لازم را به کار برد. اگرچه صنیع‌الملک به اقتضای شغل و موقعیت خاصش بیش‌تر یک نقاش درباری محسوب می‌شود، اما به موضوع‌های اجتماعی و مردم عادی نیز توجه نشان می‌داد. صنیع‌الملک به مدت شش‌سال یعنی تا پایان عمر، با پشتکار تمام به انتشار روزنامه و اداره‌ی امور نقاش‌خانه‌ی دولتی ادامه داد. در این میان، صورت و شبیه بسیاری از رجال و شخصیت‌های معروف زمان خود را به‌وسیله‌ی نقاشی و باسمه‌کاری، در صفحات روزنامه به یادگار گذاشته که امروزه هر قطعه از آن‌ از نظر تاریخ هنر و نقاشی و صنعت چاپ ارزش بسیار دارد. این استاد بزرگ در اوایل سال 1283 هجری قمری با یک سکته‌ی ناگهانی جهان را بدرود گفت و چهره در نقاب خاک کشید.

+ تبسّم غبیشی ; ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۳
comment نظرات ()