ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

افسانه‌ی آفرینش در ایران باستان

این مطلب در سایت «رادیو فرهنگ» منتشر شده است.

زروان نام یکی از ایزدان باستانی است. در نوشته‌های پهلوی خدای زمان است، خدایی که در زمانی که هیچ چیز وجود ندارد نیایش‌هایی به جای می‌آورد تا پسری با ویژگی‌های آرمانی اورمزد داشته باشد که جهان را بیافریند. زروان معمولاً به صورت موجودی با سر شیر و جسمی که ماری دور آن پیچیده، تجسم یافته‌است. زروان یا زمان در آیین ایرانی تاریخی مبهم و طولانی دارد. این نام در اوستا به صورت زَروان یا زُروان آمده ‌است. در برخی از نوشته‌های زبان پهلوی از زروان به صورت موجودی برتر از اورمزد سخن رفته ‌است. پیدایش این عقیده به دوره‌های بسیار دور، و پیش از ظهور زرتشت انگاشته شده ‌است. در لوحه‌های بابلی مربوط به قرن پانزدهم پیش از میلاد از ایزدی به نام زروان سخن رفته ‌است. در اوستا نیز به اختصار از این ایزد یاد شده و در متون پهلوی هم درباره‌ی آن اشاراتی وجود دارد. زروان اصلاً فرشته‌ی زمان است و با صفت اکرانه (بیکرانه) از او یاد شده است. از صفات زروان چنین پیداست که برای زمان آغاز و انجامی تصور نشده و آن را همیشه پایدار و قدیم و جاودانی دانسته‌اند. از این زمان بیکرانه است که زمان کرانمند آفریده شد و ادامه‌ی خلقت از طریق توالد و تناسل میسر گردید. بنا بر افسانه‌های ایران باستان ـ که حتا به پیش از آیین و افسانه‌های زردشتی باز می‌گردد ـ آئین زروانی مشتق از زروان است که به نظر زروانیان منشأ هم خیر و هم شر و پدر دو برادر یعنی اورمزد و اهریمن است. به اعتقاد زروانیان وجود مطلق زروان دو قطب متضاد خیر و شر را در خود دارد. آغاز خلقت و پیدایش جهان در افسانه‌های باستانی، که جهان مینویی است و هنوز نه مکان هست و نه زمان، و جهان فارغ از ماده و حرکت است، از دو «هستی» سخن به میان می‌آید که یکی جهان متعلق به اورمزد است و این جهان پر از نور و زیبایی و شادی و خوبی است. دیگری جهان متعلق به اهریمن است که تاریک و زشت و مجموعه‌ای است از هر چه ذهن می‌تواند راجع‌به دنیای بدی اندیشد.


به طور کلی، ویژگی بارز افسانه‌های ایرانی همین دوگانگی و ثنویت است که با افسانه‌ی زروان آغاز می‌شود و در پیکار همیشگی خیر و شر در غالب اورمزد و اهریمن، شکل می‌گیرد و تجسم می‌یابد. بنا بر افسانه‌هایی که از دوران باستان به جای مانده، زروان خدایی است که در زمانی که هیچ چیز وجود ندارد نیایش‌هایی به جای می‌آورد تا پسری با ویژگی های آرمانی اورمزد داشته باشد که جهان را بیافریند. در پایان هزار سال دعا و نیایش، زروان در به ثمر رسیدن و نتیجه‌ی این نیایش‌ها شک می‌کند و در همان هنگام نطفه‌ی اورمزد و اهریمن در بطن او بسته می شود. چنان که پیداست، اورمزد ثمره‌ی نیایش و صبر او و اهریمن میوه‌ی شک اوست. زروان پیمان می‌بندد که پسری را که نخست زاده شود فرمانروای جهان کند. اهریمن که از این نیت آگاه می‌شود و بدین ترتیب اهریمن ، آلوده و بد بو در برابر زروان ظاهر می‌گردد. و اورمزد، پاکیزه و خوشبو و پر از نور و روشنایی پس از او زاده می‌شود. زروان برای التزام به پیمانش مجبور می‌شود اهریمن را برای دورانی از نه هزار سال باقی مانده فرمانروا کند؛ با اطمینان به این‌که در پیکاری که در پایان جهان میان دو همزاد رخ خواهد داد اورمزد پیروز خواهد شد و به تنهایی و تا ابد فرمانروایی خواهد کرد. و این‌گونه، در آیین زروانی نیز پیروزی نهایی خیر بر شر وعده داده شده است.

تبسم غبیشی

+ تبسّم غبیشی ; ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢۸
comment نظرات ()