ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

خدمتکار و پروفسور

یوکو اوگاوا / کیهان بهمنی

«... تصمیم گرفتیم اول به آرایشگاه برویم. آرایشگر با دیدن سرووضع پروفسور یک کم جا خورد. اما بعد نشان داد که آدم خوش‌قلبی است. بلافاصله خودش متوجه شد که وجود آن یادداشت‌ها بدون علت نیست. برای همین برخوردش با پروفسور عین یک مشتری عادی شد. ظاهراً آرایشگر فکر کرد ما نسبتی با هم داریم چون گفت: «چقدر آدم خوشبختی هستید که دخترتان همراهتان هست.» ...»

+ تبسّم غبیشی ; ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۳
comment نظرات ()