ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

"پنجاه و سه نفر"

بزرگ علوی

"...شاهکار محکمه‌ی پنجاه و سه نفر نطق دکتر ارانی بود. دکتر شش ساعت و نیم صحبت کرد. دوست و دشمن را بهت فرا گرفته‌بود. آژان‌ها و صاحب‌منصبان شهربانی با دهان باز به او نگاه می‌کردند. متهمین می‌خندیدند، قضات می‌ترسیدند و دل‌های همه‌شان می‌تپید. مدعی العموم و قاضی، جاسوسان آگاهی و آژان‌ها، روزنامه‌نویسان و صاحب‌منصبان شهربانی همه متوجه شدند که با یک مرد معمولی سر و کار ندارند. آنجا در محکمه در مقابل آن‌ها مردی ایستاده‌بود که به درجات از آن‌ها بزرگ‌تر بود..."

***

از روزهای دبیرستان که کتاب‌های ممنوعه! دست به دست بین‌مان می‌گشت و گم می‌شد و معلم ادبیات‌ نچ‌نچ‌کنان آن‌ها را از دفتر برمی‌گرداند و تذکر می‌داد مواظب باشیم، خواندنش توی دلم مانده‌بود. نوبت خواندن این کتاب به من نرسید. بعدها با قیمتی نجومی از کنار خیابان خریدمش و همان روز مجبور شدم به کسی اهداش کنم. بالاخره امانت گرفتمش و طلسم شکست!

به‌نظر می‌آید این کتاب بیشتر ارزش سیاسی-تاریخی دارد. داستان حبس و شکنجه و محاکمه‌ی پنجاه و سه نفر که در سال 1316به جرم داشتن افکار کمونیستی به زندان افتاده‌بودند و بعد از استعفای رضاخان و فرمان عفو عمومی، آزاد شدند.

+ تبسّم غبیشی ; ٢:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٥
comment نظرات ()