ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

"مشهورترین نقاش مینیاتورساز ایرانی"

این نوشته در سایت رادیو فرهنگ منتشر شده است.

استاد کمال‌الدین بهزاد یکی از نام‌آورترین نقاشان ایرانی در دوره‌ی تیموریان خراسان و صفویان است. او در دو مکتب هرات و تبریز نوآوری‌های خلاقانه در نقاشی ایرانی به وجود آورد و تأثیری شگرف و عمیق بر نقاشی ایرانی دوران خود و پس از آن بر جای گذاشت.

استاد کمال‌الدین بهزاد در اواسط نیمه‌ی دوم قرن نهم هجری قمری در هرات به دنیا آمد. متأسفانه از آثار مورخان هم‌عصر او اطلاعات دقیقی از جزئیات زندگی او به دست نمی‌آید و تنها از روایت «دوست‌محمد هروی» چنین برمی‌آید که در سال نهصدوچهل‌ودو هجری قمری، در تبریز دار فانی را وداع گفته است. استاد کمال‌الدین بهزاد در تبریز، جنب مقبره‌ی شیخ کمال خنجدی به خاک سپرده شد.

سردیس کمال‌الدین بهزاد در تبریز، خیابان بیلانکوه، خیابان عباسی

کمال‌الدین بهزاد همچون بسیاری از هنرمندان هم‌عصر خود به تبریز، پایتخت اول صفویان نقل مکان کرد. وی در آن‌جا ریاست کتابخانه‌ی سلطنتی را به عهده گرفت و در دوران شاه طهماسب نیز ریاست کتابخانه را عهده‌دار بود و در آن‌جا به تربیت شاگردان بسیاری در زمینه‌ی نقاشی ایرانی پرداخت. مکتب بهزاد در دوران هرات و پس از آن، در تبریز، بسیار رواج یافت و نقاشان بسیاری را تحت تأثیر خود قرار داد. ویژگی‌های مکتب بهزاد را در دو نکته می‌توان خلاصه کرد: یکم، نوآوری در مضمون و محتوای نقاشی‌هاست. بهزاد برای اولین‌بار جلوه‌های زندگی مردم کوی و بازار را به‌صورت مستقل در چارچوب نگاره‌هایش به نمایش گذاشت و بدین شکل، به ارج و منزلت انسان‌های عادی توجه نشان داد. دوم، نوآوری در شیوه و تکنیک نقاشی است. بهزاد در عرصه‌ی تکنیک نقاشی دست به تجارب گوناگون زد و در نحوه‌ی ترکیب‌بندی، شیوه‌ی رنگ‌گذاری، طراحی صحیح چهره و پیکره‌ها، نمایش تک‌چهره‌ها و حالات و حرکات نوین دست به نوآوری زد.

گدای پیر

بسیاری از آثار کمال‌الدین بهزاد فاقد امضاست، اما از معروف‌ترین و باارزش‌ترین آثار او می‌توان به مرقع گلشن، بوستان سعدی و خمسه‌ی نظامی اشاره کرد. وی در یکی از معروف‌ترین نگاره‌های بوستان سعدی با عنوان « گدای پیری را به مسجد راه نمی‌دهند»، که در کتابخانه‌ی قاهره نگهداری می‌شود، درون و برون مسجد را در یک تصویر واحد به نمایش می‌گذارد. در این نگاره جنب و جوش و روال عادی زندگی درون مسجد به‌خوبی ترسیم شده. در نمای درون مسجد، گروهی از فقها به بحث مشغولند، کسی نماز می‌خواند، در شبستان گویی کسانی معامله می‌کنند و در بیرون مسجد، در مقابل در ورودی، گدایی پیر با لباس‌هایی ژنده و کاسه‌ای در دست ایستاده‌است و کمی دورتر، شخصی در حال شستن پای خویش، غلامی را به خدمت گرفته‌است.  این صحنه‌های واقعی که پیش‌تر در تاریخ نقاشی ایران بی‌سابقه بود، برای نخستین‌بار توسط کمال‌الدین بهزاد به حیطه‌ی نقاشی راه می‌یابد و از طریق شاگردان فراوانش و تأثیر بر مکاتب بعدی ادامه پیدا می‌کند. اما آنچه قابل توجه است ارائه‌ی این مفاهیم بکر و جدید در چارچوب اصول پذیرفته شده‌ی نقاشی ایرانی، و رعایت دقیق ویژگی‌های همیشگی آن است.

ساختن قصر خورنق

نظیر این تصویرها در دیگر آثار بهزاد تکرار می‌شود. در برگی از خمسه‌ی نظامی به نام ساختن کاخ خورنق، که در موزه‌ی بریتانیا نگهداری می‌شود، کارگران، بناها و معمارها در نظمی خارق‌العاده مشغول کار هستند. این نگاره به شیوه‌ی ترکیب‌بندی منحنی و دوار، در دوایر در هم پیچیده از پایین تا بالای نقاشی، مراحل گوناگون ساخت بنا را نشان می‌دهد. سمت چپ پایین، گروهی مشغول ساخت گل هستند، کارگری کیسه‌ی سنگین خاک را به سوی آن‌ها حمل می‌کند و کارگری دیگر بر روی تل خاک آب می‌ریزد. گِل‌ها توسط کارگران که یکی از آن‌ها سیاه‌پوست است در ناوه‌هایی حمل شده و از طریق نردبام به قسمت بالای ساختمان انتقال می‌یابد. از سویی دیگر در سمت راست پایین، دو کارگر، زنبه‌ای مملو از آجر و خشت را به قسمت چپ حمل می‌کنند؛ جایی‌که دو کارگر با تیشه و چکش مشغول پرداخت آن‌ها هستند. خشت‌ها توسط کارگر قرمز پوشیده که در مرکز نقاشی ایستاده، به قسمت بالای ساختمان پرتاب می‌شود و معماران در قسمت فوقانی، آن‌ها را نصب می‌کنند. بدین ترتیب در این نقاشی بار دیگر هنرمند دل‌مشغولی، چیره‌دستی و نهایت استادی خویش در نمایش صحنه‌های واقعی زندگی را در چارچوب یک ترکیب‌بندی قوی و حساب‌شده نشان می‌دهد؛ بی‌آنکه هرگز به نمایش واقع‌گرایانه‌ی طبیعت عینی، آن‌چنان که هست، توجهی داشته باشد.

+ تبسّم غبیشی ; ٦:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۳٠
comment نظرات ()