ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

"رودررو با ابراهیم گلستان"

 

پرویز جاهد

...در من هیچ وقت بدبینی نبود. خوشبینی الکی گاهی بود، اولش بود، اما واقعیت را می دیدم و آرزوهای خودم را داشتم و برای آن ها تا آن جا که می شد می کوشیدم.  پابه پای دیگران نمی رفتم. برایم هم کافی نیست که گروهی و گله ای با چیزی و کسی مخالف باشم یا با چیزی و کسی موافق باشم. در هیچ کدام از دسته ها هم نرفتم از وقتی که دیدم در تنها دسته ای که باید رفت آنقدر آدم هجو و پرت وجود دارد که آلودگی می آورند، آدم را نجس می کنند. حالا که تصادفاً در این دنیاییم، دست کم دنیای پاک خودمان باشد. دنیای پیشرفت، دنیای تنگ چشمی و حسد و نفهمیدن نیست. امکانات پیشرفت یک جامعه دست این نفاق ها نیست...

+ تبسّم غبیشی ; ٢:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۳۱
comment نظرات ()