ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

" مرد سوّم"

گراهام گرین/ محسن آزرم

"... دختره گفته: «شاید، ولی حالا چه فرقی می‌کند؟ بگیر بنشین و نگران هم نباش.» مارتینز فکر می‌کرده که خودش باید دختره را آرام کند، فکر نمی‌کرده عکسش اتفاق بیفتد. دختره گفته: «اگر زنده مانده‌بود، می‌توانست توضیح بدهد ولی حالا باید هری را همان‌جور که بود به خاطر بیاوریم. آدم‌ها همیشه چیزهای زیادی دارند که ازشان خبر نداریم؛ حتا آدم‌هایی که دوست‌شان داریم. چیزهای خوب، چیزهای بد. باید ظرفیت‌ش را داشته‌باشیم.»..."


مترجم در توضیحات صفحه‌های آخر کتاب (نقل به مضمون) نوشته‌: آدم‌ها باید باور کنند که تنها هستند و باید بپذیرند که نباید اعتماد کنند. مرد سوم حکایت همین است. وقتی تنها باشی راحت‌تر بین بد و خوب انتخاب می‌کنی.

+ تبسّم غبیشی ; ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢
comment نظرات ()