ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

"کمال‌الملک: کمال نقاشی"

این نوشته در سایت رادیو فرهنگ منتشر شده است.

از اواخر دوره‌ی صفویه، نقاشان ایران تحت تأثیر عصر نوزایی (رنسانس) در اروپا، مجذوب شیوه‌های طبیعت‌گرایانه شدند. در این دوران، نقاشان شیوه‌ی جدیدی از تلفیق نقاشی سنتی ایرانی و نقاشی غربی ابداع کردند که به «فرنگی‌سازی» معروف بود. این شیوه در دوره‌های زند و قاجار ادامه یافت تا در دوره‌ی قاجاریه، نقاش به‌نام و توانایی چون «میرزا محمد غفاری» مشهور به کمال‌الملک تکنیک و شیوه‌های طبیعت‌گرایانه‌ی غربی را به خدمت مضامین اصیل ایرانی گرفت.

    

کمال‌الملک، یکی از چهره‌های برجسته و تأثیرگذار در عرصه‌ی نقاشی ایرانی است. وی در سال ۱۲۲۶ هجری شمسی، در کاشان به دنیا آمد. پدرش، میرزا بزرگ غفاری، از نقاشان معروف عصر خود و موسس مدرسه‌ی نقاشی ایران بود و عموی او ـ صنیع‌الملک ـ از نقاشان بزرگ عصر خود به شمار می‌رفت که آثار زیبا و بی‌نظیری با تکنیک آبرنگ خلق کرده‌است. او یکی از اولین بزرگانی است که برای تحصیل به اروپا رفت. همچنین برادر بزرگ کمال‌الملک، ابوتراب غفاری نیز نقاش زبردستی بود که بیش‌تر در زمینه‌ی نگارگری برای روزنامه‌ها فعالیت می‌کرد.

زمانی‌که کمال‌الملک سیزده سال داشت، پد، او و برادرش را برای تحصیل نقاشی در دارالفنون به تهران فرستاد. کمال‌الملک سه سال در دارالفنون و زیر نظر نقاش‌باشی معروف عصر که برای تحصیل نقاشی به اروپا رفته‌بود ـ یعنی مزین‌الدوله ـ آموزش دید. بعد از سه سال مشق و تمرین، ناصرالدین شاه تحت تأثیر کار وی قرار گرفت و او را با خود به دربار برد. ابتدا به او لقب خان و سپس پیش‌خدمت مخصوص خود را داد و بعد او را به لقب نقاش‌باشی مفتخر کرد. کمال‌الملک در طول اقامت خود در دربار قاجار نزدیک به صد و هفتاد تابلو خلق کرد که معروف‌ترین آن‌ها تابلوی «تالار آینه» است که اتمام آن حدود هفت سال طول کشید و پس از کشیدن این اثر از سوی شاه زمان به لقب کمال‌الملک نایل شد. «تالار آینه» اولین اثری است که محمد غفاری آن را با نام کمال‌الملک امضا کرده‌است.

کمال‌الملک هنگام کشیدن این اثر و صرف وقت بسیار در کاخ گلستان، به دزدیدن جواهرات تخت طاووس محکوم شد که او را بسیار رنجیده‌خاطر ساخت. در نهایت پس از اقرار متهم اصلی سوءظن‌ها از وی برطرف شد.

 پس از مرگ ناصرالدین‌شاه و به سلطنت رسیدن مظفرالدین‌شاه، برای تکمیل دانش نقاشی خود و آشنا شدن با شیوه‌های نقاشی غربی به اروپا سفر کرد. گرچه سفر او به اروپا هم‌زمان با آغاز نهضت بزرگ امپرسیونیسم در نقاشی بود، کمال‌الملک تحت تأثیر نقاشان به‌نام شیوه‌ی کلاسی‌سیسم چون تیسین و رامبراند قرار گرفت و مدت‌ زیادی را در موزه‌ی لوور و کاخ ورسای به مشق و تمرین از روی آثار نقاشان بزرگ پرداخت. سفر اروپا تأثیری عمیق و مثبت بر اسلوب کار و دید هنری کمال‌الملک گذاشت.

سرانجام، پس از سه سال و به دعوت شاه جدید که در نخستین سفر اروپایی‌اش با او ملاقات کرده‌بود، به دربار ایران بازگشت. بازگشت او به ایران، هم‌زمان با نهضت مشروطه‌خواهی بود. کمال‌الملک به دلیل جو مسموم دربار و حسادت‌ها و مشکلاتی که رجال دربار برای او ایجاد می‌کردند، پس از پنج سال به کربلا رفت و در آن‌جا به خلق شاهکارهایی چون میدان کربلا، فالگیر بغدادی و زرگر بغدادی پرداخت. این آثار کمال‌الملک به‌خوبی تأثیر تحصیل و نقاشی در اروپا و شیوه‌های کلاسیک را نشان می‌دهد. پس از بازگشت به ایران، به تأسیس مدرسه‌ی صنایع مستظرفه پرداخت. در این مدرسه نقاشی توسعه پیدا کرد و سایر هنرها نظیر منبت‌کاری و موزاییک‌سازی و قالبیافی نیز تعلیم داده می‌شد.

     

پس از اعلام کودتا در سال ۱۲۹۹ کمال‌الملک حاضر نشد به رضاخان روی خوش نشان دهد و از کشیدن پرتره‌ی ولیعهد به دستور رضاخان سر باز زد. به دنبال آن وزارت معارف به درخواست شاه، از تأمین بودجه‌ی مالی مدرسه‌ی صنایع مستظرفه خودداری کرد و مشکلات متعدد دیگری را پیش روی کمال‌الملک قرار داد. کمال‌الملک به‌ناچار از خدمت در مدرسه‌ای که سالیان دراز برای اعتلای آن زحمت کشیده‌بود کناره گرفت و به روستای حسین‌آباد از توابع شهر نیشابور سفر کرد و تا پایان عمر در آن روستا به سر برد. در آن‌جا یکی از چشم‌های خود را بر اثر اصابت یک سنگ از دست داد، با این‌حال، همچنان به خلق آثار بی‌بدیل نقاشی ادامه داد. سرانجام در سال ۱۳۱۹ هجری شمسی دار فانی را وداع گفت و پیکر او جنب مقبره‌ی عطار نیشابوری به خاک سپرده‌شد.

کمال‌الملک با تلفیق شیوه‌های سنتی نقاشی ایرانی و اسلوب کلاسیک نقاشی غربی، تأثیری ماندگار بر هنر نقاشی در ایران گذاشت. وی با ترسیم آثاری چون تالار آینه و نمایش جاه و جلال زندگی درباری در کنار نقش کردن مردم عادی در کوچه و بازار، به بیان تضاد شدید زندگی دربار و مردم پرداخت و به این شیوه اعتراض خود را اعلام می‌نمود.

+ تبسّم غبیشی ; ٤:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٤
comment نظرات ()