ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

"نان زنان افسون‌گر"

اْ. هنری/ علی فامیان

"... سراسیمه وارد اتاق مجاور شد و مقابل میز تندنویس ایستاد. لسلس لبخندزنان به او نگاه کرد. گونه‌هایش سرخ شد، در نگاهش مهربانی و صداقت موج می‌زد. ماکسول آرنجش را روی میز گذاشت. هنوز کاغذهای لرزان را در دست داشت و خودنویس روی گوشش بود. با عجله گفت: «دوشیزه لسلی، فرصت زیادی ندارم. در همین فرصت کوتاه می‌خواهم چیزی بگویم. همسر من می‌شوید؟ من تا به امروز وقت نداشتم مثل بقیه‌ی آدم‌ها عشق خودم را به شما نشان بدهم، اما واقعاً دوستتان دارم. لطفاً عجله کنید، یک عده دارند پول روی هم می‌گذارند تا سهام بخرند.» ...

+ تبسّم غبیشی ; ٢:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱۳
comment نظرات ()