ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

"میرزا غلام‌رضا اصفهانی: غزال خوشنویسی ایران"

این نوشته در سایت رادیو فرهنگ منتشر شده است.

میرزاغلام‌رضا اصفهانی از خوشنویسان به‌نام و توانای دوره‌ی قاجار بود. او شاید تنها خوشنویسی باشد که هم در خط نستعلیق و هم شکسته‌ی نستعلیق توانایی بسیار داشت. همچنین از مهارت‌های خاص او نگاشتن خط در ترکیب‌بندی‌های زیبا و وزین بود و در سیاه‌مشق و کتیبه‌نویسی نیز قدرت فراوانی داشت. مشهورترین کتیبه‌ای که از میرزا به یادگار مانده کتیبه‌ای در مدرسه‌ی سپهسالار در تهران است. میرزاغلام‌رضا طبع شاعری هم داشت و به «غزال» تخلّص می‌کرد. وی در نظم و نثر زبانی فصیح داشت و شاگرد امام‌قلی خان قاجار بود.

میرزاغلام‌رضا در سال 1246 در تهران به دنیا آمد. پدرش میرزا جان نام داشت و چون میرزاغلام‌رضا بعد از چند دختر و با دعای میرزا جان به درگاه امام هشتم به دنیا آمدهبود، نام او را غلام‌رضا گذاشتند.

غلام‌رضا دارای هوش و استعداد فراوان بود و از پنجسالگی به مکتب رفت و بعد از دوسال توانست قرآن را به تمامی بخواند. در همین سنین شبی در خواب میبیند که امام علی (ع) حروفی روی کاغذ می‌نویسد و او می‌خواهد که از روی آن حروف مشق بنویسد. میرزاغلام‌رضا خواب را برای معلم خود تعریف می‌کند و معلم او را به آموختن خوشنویسی تشویق می‌کند و هنر پربار خوشنویسی او از همینجا آغاز شد.

غلامرضا نزد استاد میر سید علی (پدر استاد میرحسین معروف) به آموختن خوشنویسی مشغول شد و طی زمانی اندک به چنان مهارتی دست یافت که آوازهاش همهجا پیچید. پس از چند سال محمد شاه قاجار او را به خدمت خود خوانده و مورد لطف خود قرار داد. میرزا از آن پس بهدستور شاه به تعلیم خط شاهزادگان و درباریان پرداخت. پس از مرگ محمد شاه، ناصرالدین شاه نیز او را به حضور خواند و این امر باعث شهرت بیشتر میرزاغلام‌رضا اصفهانی شد. گویی در این زمان حدود دویست تن از فرزندان درباریان و شاهزادگان و حتی شخص ناصرالدین شاه نزد میرزاغلام‌رضا خوشنویسی می‌آموختند.

بازار کار و هنر و شهرت میرزا چنان گرم می‌شود که حاسدان و بدخواهان طاقت نیاورده و نزد ناصرالدین شاه از او بد می‌گویند و او را به بابیگری متهم می‌کنند. میرزا در پی این توطیهها به زندان رفته و حتی به اعدام محکوم می‌شود، اما با لطف و وساطت و شفاعت دوست محمد خان معیر الممالک از بند رهایی یافت. میرزا اثر زیبا و نفیس و مشهور «ناد علیاً» را در همین زمان با زر روی بوم سیاه نوشته و به ممعیرالممالک تقدیم می‌کند.

بازار کار میرزا پس از آزادی از بند دچار رکود شد. کارش را در دربار از دست داد و در میان عموم مردم نیز به سبب تهمتی که به وی زدند کسی روی خوش به او نشان نمیداد. دوران سخت زندگی او از این زمان آغاز شد و حتی نامهای به ناصرالدین شاه نوشت و ضمن یادآوری خدمات گذشتهاش از وی درخواست کرد تا به دربار بازگردد و همچون گذشته به آموزش درباریان بپردازد، اما موثر واقع نشد. پس از آن میرزا بیشتر آثار خود را با عبارت «یا علی مددست» یا «یا علی مدد» امضا می‌کرد تا ارادت خود را به خاندان اهل بیت و شیعیان نشان داده و خود را از دام تهمتها آزاد کند.

در همین زمان پدر میرزا دار فانی را وداع گفت و او را عزادار کرد. از آن پس میرزا عهدهدار سرپرستی خانه شد. چند سالی از مرگ پدر نگذشته بود که برادر کوچکتر میرزا نیز وفات یافت و میرزا به پسر برادرش –محمد- بسیار دل بست. پس از چند سال محمد نیز بر اثر ابتلا به بیماری اوریون دار فانی را وداع گفت و میرزا را بیش از پیش غمگین و دلمرده شد.

خوشبختانه پس از زمان اندکی میرزاغلام‌رضا که دیر ازدواج کرده‌بود، خود صاحب پسری شد و نام او را محمد گذاشت. میرزا به سبب رنج‌هایی که دیده و داغ‌هایی که کشیده‌بود، بیش از حد به پسرش دلبسته و وابسته شد. اما باز بخت با او یار نبود و پس از سه سال، پسرش ناگهان بیمار شده و وفات یافت. میرزاغلام‌رضا این‌بار تاب این داغ را نیاورد و آرزوی مرگ کرد و پس از گذشت حدود یک سال، در چهارم ربیع‌الثانی سال 1304 هجری شمسی خود نیز دار فانی را وداع گفت.

از معروف‌ترین آثار به‌جا مانده از میرزاغلام‌رضا اصفهانی می‌توان به رساله تحفة‌الوزرا، مناجات‌نامه منظوم منسوب به حضرت علی، رساله‌ای در اصلاحات صوفیه، گلستان سعدی به خط شکسته، سفرنامه‌ی حاج سیاح در ۲۱۶ صفحه به خط شکسته که ناتمام مانده و تعداد زیادی قطعات و سیاه‌مشق‌های نستعلیق و شکسته نستعلیق.

+ تبسّم غبیشی ; ٤:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱٦
comment نظرات ()