ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

جنگل واژگون

جی. دی. سلینجر / ترجمه‌ی بابک تبرایی و سحر ساعی

"... با آسانسور رفت پایین و دربانِ ساختمان برایش تاکسی گرفت. به راننده‌ی تاکسی گفت او را ببرد به تقاطع خیابانِ چهل‌ودوم و برادوِی. آن‌جا از تاکسی پیاده شد و پیاده به سمت غرب رفت. بعد وارد سینما دولوکس شد که تماشاخانه‌ای شبانه‌روزی بود، به‌اندازه‌ی یک برنامه‌ی کامل آن‌جا ماند و دو فیلمِ بلند، چهار فیلمِ کوتاه و یک فیلم خبری تماشا کرد.

بعد سینما دولوکس را ترک کرد و مستقیم با تاکسی به خانه برگشت. وارد خانه که شد سه‌وچهل دقیقه‌ی صبح بود. آقای فورد هنوز برنگشته بود. ..."

+ تبسّم غبیشی ; ۱:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٤/٢۳
comment نظرات ()