ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

مرگ مورگان

آن تایلر / کیهان بهمنی

«... بفرما آمدند. از درِ شیشه‌ایِ فروشگاهِ «انواع صنایع دستی» خارج شدند. لئون کودک را بغل کرده بود (طبیعی است که آن‌ها برای بچّه کالسکه نخریده بودند). بچّه‌شان باید الان نُه یا ده ماهش شده باشد: یک کوچولوی تپل با گونه‌های گل‌انداخته که کلّی لباس کاموایی تنش کرده بودند. امیلی با سری بالا و چهره‌ای خندان کنار لئون راه می‌رفت و دستش را در بازوی همسرش انداخته بود. داشت همان‌طور که خرامان می‌رفت، با بچّه حرف می‌زد. پالتوی رنگ‌ورو رفته‌ی بلندی به تن داشت و کفش‌های روبازِ مشکی پوشیده بود. مورگان از نحوه‌ی لباس پوشیدن مِرْدیت‌ها خوشش می‌آمد...»

+ تبسّم غبیشی ; ۱:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٥/۱٥
comment نظرات ()