ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

مقبره‌ی مولانا

این مطلب در سایت رادیو فرهنگ منتشر شده است.

مولانا جلال‌الدین بلخی رومی، در سال 604 هجری قمری در شهر بلخ، یکی از شهرهای باستانی خراسان به دنیا آمد. مولانا در نوجوانی همراه با پدرش بهاءالدین ولد به قصد سفر حج، از بلخ مهاجرت کرد و ابتدا به نیشابور و سپس به بغداد و در پایان به آسیای صغیر رفت؛ اما به دلیل حمله‌ی مغولان به خراسان، مقیم آن‌جا شد و چندی بعد به دعوت علاءالدّین کی‌قباد، پادشاه سلجوقی روم شرقی یا آسیای صغیر، به قونیه رفت و به جز مدتی اقامت در حلب و دمشق، تا پایان عمر آن‌جا ماند. آشنایی او با شمس تبریزی که دگرگونی بزرگ روحی و ادبی او را سبب شد نیز در شهر قونیه اتفاق افتاد. قونیه در جنوب آناتولی یا ترکیه‌ی امروزی و در آن دوران پایتخت سلجوقیان آناتولی بوده است.تقریباً می‌توان گفت که مشهورترین بنای شهر قونیه، مقبره‌ی مولانا است که سالیانه هزاران نفر بازدیدکننده و زائر دارد. بسیاری نیز جهت شرکت در مراسم صوفیان به آنجا می‌روند.


اولین مقبره‌ی مولانا به سفارش گرجی‌خاتون همسر گرجستانی وزیر سلجوقی و معماری بدرالدین از اهالی تبریز ساخته شد و گنبدی ساده داشت. پس از آن و بعد از گذشت صد و بیست سال،  به شیوه‌ی مقبره‌ی سلاطین بزرگ سلجوقی، گنبدی به شکل مخروط و با شانزده ترک به‌جای آن ساخته شد. این گنبد به رنگ فیروزه‌ای بود و از آن پس به گنبد سبز یا «قبه‌الخضرا» مشهور شد.

عمده‌ی مصالحی که در ساخت و تزیین نمای بیرونی مجموعه‌بناهای مقبره‌ی مولانا به کار رفته سنگ است، هرچند که طیّ گذشت دوران بسیاری از تزئینات داخل مقبره تغییر یافته. در حال حاضر پوشش داخلی آرامگاه با نقوش اسلیمی، کتیبه‌های خوشنویسی و طلاکاری تزیین شده است. در مقبره شش سنگ قبر دیگر وجود دارد که متعلق به سربازان خراسانی است. همچنین قدیمی‌ترین نسخه‌ی آثار او در ساختمان مقبره نگه‌داری می‌شوند.

 مقبره‌ی مولانا در میان مجموعه‌بناهایی واقع شده که شامل مسجد، مدرسه، آشپزخانه، حجره‌ی درویشان و سماع‌خانه است که صوفیان در آن به سماع می‌پردازند. رنگ سبز فیروزه‌ای گنبد مقبره، آن را از دو گنبد دیگر مجموعه متمایز می‌سازد. اگرچه سایر گنبدهای مجموعه پوشش سربی دارند، مدوّر و کم‌ارتفاعند و روی ساقه‌ای هشت‌ضلعی واقع شده‌اند و این خود، گنبد مقبره را از بقیه متفاوت می‌کند. این گنبدها برفراز مسجد، و سماع‌خانه ساخته شده‌اند و با رواقی از ساختمان مقبره جدا می‌شوند. در اطراف گنبدها مناره‌هایی سنگی وجود دارد که رأس آن‌ها نیز به شکل مخروط است.

معروف است که این مجموعه‌بنا در زمینی ساخته شده که پیش‌ترها از سوی پادشاه سلجوقی به پدر مولانا هدیه داده شده بوده است. پدر مولانا جلال‌الدین را نیز در همین مجموعه به خاک سپرده‌اند.


بعدها در جوار مقبره مولانا و پدر او خانقاهی ساخته شد که تا سال ۱۹۲۵ فعالیت داشت. این خانقاه مرکزی بود برای تعالیم فرقه‌ای از درویشان که به مولانا و آموزه‌های او سرسپرده بودند. در آن سال با وضع قوانین جدیدی از سوی آتاتورک که فعالیت خانقاه‌ها و زاویه‌ها (محل عبادت درویشان) را ممنوع می‌کرد، برای مدتی تعطیل شد. اما حدود دو سال بعد، این مجموعه با نام موزه‌ی عتیقات قونیه بازگشایی شد. سرانجام در سال ۱۹۶۴ نام مجموعه به موزه‌ی مولانا تغییر کرد و درویشان و صوفیان اجازه یافتند در آن‌جا به فعالیت بپردازند.

در اطراف مقبره‌ی مولانا و مجموعه‌بناهای کنار آن، عمارتی چوبی وجود داشت که به یکی از یاران نزدیک مولانا ـ حسام‌الدین چلبی  ـ تعلق داشته. مشهور است که مولانا، مثنوی معنوی خود را به درخواست و تشویق او می‌سروده است. عمارت چوبی در سال‌های میانی قرن بیستم میلادی تخریب شد و به‌جای آن، پارک و محوطه‌ی سرسبزی در اطراف مجموعه‌بناهای مقبره‌ی مولانا ساخته شود. مجموعه‌بناهای مقبره‌ی مولانا در دوران مختلف و به‌خصوص در عصر عثمانیان، بارها مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است.

+ تبسّم غبیشی ; ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱٥
comment نظرات ()