ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

رگتایم

ای. ال. دکتروف/ نجف دریابندری

«... پدر با پای اندکی لنگ برگشته بود. داشت درباره‌ی سخنرانی بازگشت‌اش برای انجمن کاشفان نیویورک فکر می‌کرد. دید که خوش‌تر دارد توی اتاق پذیرایی بنشیند و پایش را نزدیک یک اجاق برقی کوچک بگذارد. همه در خانه با او مثل آدمی که از ناخوشی برخاسته باشد رفتار می‌کردند. پسرش برایش جوشانده‌ی قلم گاو می‌آورد. پسرک بلندتر شده بود. وقداری از پیه تنش آب شده بود. داشت کارآمد و به‌دردبخور می‌شد. با ذکاوت درباره‌ی ستاره‌ی دنباله‌دار هالی بحث می‌کرد...»

+ تبسّم غبیشی ; ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢
comment نظرات ()