ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

لیدی اِل

رومن گاری/ مهدی غبرایی

«... آنت با گذرنامه‌ای جعلی به نام بیوه‌ی جوان و عزادار کنت دوسودری تنها در هتل دبرگ زندگی می‌کرد، اما هر روز از چهار طبقه پلکان خانه‌ای واقع در محله‌ی قدیمی ژنو بالا می‌رفت و سرانجام خاموش و از نفس‌ افتاده و آسوده‌خاطر خود را در آغوش آرمان رها می‌کرد. آن‌وق در حال که به «قوی سیاه» خود ـ نامی که رویش گذاشته بود ـ تکیه می‌داد و در اتاقی پر از کتاب و روزنامه و و دستنویس و شمع‌های مصرف شده بود و رختخواب تنگ و باریک دانشجویی‌اش چندان گنجایش نداشت، به یکدیگر می‌چسبیدند...»

+ تبسّم غبیشی ; ٤:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٧
comment نظرات ()