ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

عموزادگان

سال بلو/ ویدا قانون


«... با یک ساعت فداکاری پشت میز تحریرم شاید تنکی را از سال‌های زیادی حَبسِ درست‌وحسابی معاف می‌کردم. چرا نباید این کار را به‌خاطر ایام گذشته، به‌خاطر پدر و مادرش که این‌قدر به آن‌ها علاقه داشتم انجام دهم. اگر می‌خواستم به این تمرینِ حافظه ادامه دهم، باید این کار را می‌کردم. اگر پسر شانا را ناامید می‌کردم، یادگارهایم بوی گَند می‌گرفتند. من آزادی عمل برای حل این مسئله که آیا این یک تصمیم اخلاقی است یا عاطفی نداشتم. ...»

+ تبسّم غبیشی ; ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٢٧
comment نظرات ()