ادامه دارد...

هرچه تبسم غبیشی هرکجا می‌نویسد

نگاره‌های جنید سلطانی (بغدادی)

این مطلب در سایت «رادیو فرهنگ» منتشر شده است.

با آغاز حمله‌ی مغولان و ویران شدن بسیاری از شهرهای مهم ایران، شیراز به جهت سیاست حاکمان آن از این هجوم و غارت در امان ماند. این‌ موقعیت امن و آرام سبب شد که بسیاری از هنرمندان و دانشمندان به‌ سوی شیراز رهسپار شوند. به این سبب در این خطه، کانون‌های علمی و فرهنگی ایجاد شد. مکتب نگارگری که تحت حمایت حاکمان‌ آل جلایر رشد و نمو یافت و به مکتب جلایری معروف شد نیز از شیراز آغاز شد. مکتب جلایری به موضوعات تغزلی و عرفانی و عاشقانه توجه ویژه نمود. شاید مشهورترین کتاب مکتب جلایری دیوان خواجوی کرمانی باشد که شاعر و عارف بزرگ و برجسته‌ی ایرانی سده‌ی چهاردهم/هشتم‌ در کرمان بود.  این نسخه که مربوط به سال 799 هجری قمری است، در نُه صحنه تصویرگری شد و میرعلی تبریزی آن را به خط نستعلیق نگارش کرد.


به احتمال قوی، بیش‌تر مجالس (تصاویر) دیوان خواجوی کرمانی، توسط جنید و یا دست کم زیر نظر او اجرا شده‌اند. این نگاره‌ها را می‌توان چون پیش‌نمونه‌ای برای نگاره‌های دوران بعد به حساب آورد. جنید سلطانی (بغدادی) بزرگترین هنرمند نگارگر این دوره است که برخی از آثارش دارای امضا است. تا قبل و حتی بعد از این دوران (قرن 10هـ.) نگاره‌ای با امضا و رقم نقاش آن یافت نشده است. تا آن‌جا که می‌دانیم، یکی از نگاره‌های دیوان یاد شده از خواجوی کرمانی، قدیمی‌ترین اثر مرقوم از یک نقاش ایرانی است.

در یکی از نگاره‌ها (مثنوی عاشقانه‌ی همای و همایون) همای که شاهزاده‌ای ایرانی است سوار بر اسب و در آستان کاخ زیبای همایون که شاهدخت چینی است تصویر شده است. این تصویر مربوط به مثنوی عاشقانه‌ی همای و همایون است. همایون از فراز بالاترین ایوان کاخ به دنبال همای می‌گردد، حال آن‌که دیوارهای بلند کاخ مانع دید او هستند. ردیف پرندگان در حال پرواز و جامه‌ی سرخ‌فام همایون نگاه‌ها را به سمت همایون جلب می‌کند و چشم از منظره‌ی کم‌رنگ بیرون به سوی باغ سرسبز و کاشی‌های رنگارنگ کاخ کشیده می شود. به طور کلی، جنید به‌وسیله‌ی جزئیات ظریف در ترکیب‌بندی کوشیده است حالت و معنای داستان را به تصویر بکشد.


در نقاشی جنید، اصول فراخ نمودن فضای تصویری کامل‌تر شده و پیکره‌های کوچک در داخل مناظر طبیعی و تپه‌های پوشیده از گل و گیاه و درخت، و درون دیوارها و درهای منقوش بنای معماری، جای گرفته‌اند. در مکتب جلایری بر خلاف مکاتب پیشین، پیکره‌ها نه در پلان جلو بلکه در پلان‌هایی عقب‌تر ترسیم شده‌اند و به همین دلیل کوچکترند و دست نقاش برای پرداختن به طبیعتی پر از عناصر ریز و تزئینی و ظریف باز است. در نگاره‌های به‌جای مانده از دوران جلایری منظره و طبیعت مانند یک فرش پرنقش‌ونگار با ظرافت تمام تصویر شده است. پیکره‌ها اغلب بلندقامت و لاغرند و چهره‌شان گرد و حرکاتشان نرم و ملایم است. سرتاسر نگاره پوشیده از رنگ و نقش است و طیف‌های متنوع سبز، آبی، زرد، سرخ و خاکی را نشان می‌دهد. جنید با رنگ‌بندی سنجیده و نقش‌اندازی استادانه، جهانی خیالی و مسحورکننده آفریده که قرینه‌ی دنیای افسانه‌ای سروده در شعر خواجوی کرمانی است. سبک نقاشی جنید در نگاره‌های سده‌ی بعد ادامه پیدا می‌کند و تکمیل می‌شود و اولین قدم‌ها برای زمینه‌سازی ظهور یک مکتب کاملاً ایرانی مانند مکتب هرات در همین دوره برداشته می‌شود.

نگاره‌های دیوان خواجوی کرمانی که در بغداد و شیراز در سده‌ی چهاردهم میلادی/هشتم هجری قمری مصور شده، هم‌اکنون در موزه‌ی هنرهای تزیینی پاریس، کتابخانه ملی انگلستان(بریتانیا) و موزه‌ی مرقع استانبول نگهداری می‌شوند.

+ تبسّم غبیشی ; ۸:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
comment نظرات ()